زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٥

است كه به رسول خدا خواهد پيوست.

دورانى كه فاطمه زهرا پس از پيامبر اكرم سپرى كرد بسيار سخت و دشوار بود. او يكّه و تنها دربرابر توفانهاى سهمناك، ايستاد و حتّى امام على عليه السلام نخستين قهرمان اسلام نيز به خاطر موقعيّت خاصّى كه داشت نمى‌توانست دركنار فاطمه در اين جهاد شركت جويد. بنابراين لازم بود كه فاطمه به تنهايى بار سنگين مبارزه را بر دوش گيرد. درحالى كه تنها بيست بهار از عمرش مى‌گذشت. براى آگاهى از شرايط دشوار آن‌حضرت براى مبارزه تنها به سخنان خود او گوش فرا دهيم. اين سخنان درحقيقت درد نامه‌اى است كه فاطمه عليها السلام در آن از حال خود به على عليه السلام شكوه مى‌كند آن هم با كلماتى كه درد و مبارزه‌خواهى از آنها مى‌تراود.

يكى از روزها هنگامى كه فاطمه از پيش ابوبكر بازگشته بود به سوى امير مؤمنان آمد و به وى گفت:

«اى پسر ابوطالب! چه شده كه مانند جنين در پس پرده نشسته و چون متّهمان خانه‌نشين گشته‌اى؟ تو بودى كه شاهپرهاى بازها را درهم مى‌شكستى، ولى اكنون پرهاى مرغان ضعيف به تو خيانت كرده‌اند. تو در گذشته گرگها را از هم مى‌دريدى امّا اينك خانه‌نشين شده‌اى؟ از روزى كه ارزش خود را بى‌مقدار كردى و بهره‌ات را مهمل گذاشتى، اين پسر ابى قحافه است كه هديه پدرم و مؤنه فرزندانم را به ستم از من ستانده است، بخدا سوگند آشكارا به دشمنى با من برخاسته است، در سخنانى كه بامن داشت او را سرسخت‌ترين دشمنان يافتم تا آنجا كه انصار، يارى خود را از من دريغ داشتند، و مهاجران از ما بريدند و ساير مردم چشم از ما