زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٣ - عشق به خدا برتر از هر پيوند
سختگريش در راه خدا، با وى به كينه توزى برخاستهاند». [١]
دشمنان امام، دريافته بودند كه آنحضرت در امورى كه به پروردگارش مربوط است، به هيچ وجه ترسو و سازشكار نيست. مدارك و شواهد تاريخى نيز گواه اين مدّعاست. يكى از اين موارد هنگامى است كه عبدالرحمن بن عوف دست خود را به سوى على عليه السلام دراز كرد تا با وى بيعت كند به اين شرط كه امام بر طبق كتاب خدا و سنّت پيامبر و سيره ابوبكر و عمر، رفتار كند. امّا آنحضرت، شرايط عبدالرحمن را نپذيرفت و تنها قول داد كه بر طبق كتاب خدا و سنّت پيامبر عمل كند و هيچ نترسيد كه با اين سخن خلافت را با تمام عظمت و جلالش از دست دهد.
آرى ديدگاه او نسبت به حكومت همواره بر محور مصلحت دين دور مىزد. هم اوست كه روزى به ابن عبّاس، كه از وى خواسته بود در استقبال از ميهمانان بشتابد، در حالى كه داشت كفش خويش را تعمير مىكرد گفت: اى ابن عبّاس! اين كفش در نظر شما چقدر مىارزد؟ ابن عبّاس پاسخ داد: يك درهم يا كمتر. امام فرمود:
«امارت بر شما در نظر من كم بهاتر از ارزش اين كفش است مگر آنكه به وسيله آن حقى را بر پاى دارم يا باطلى را دفع كنم».
آيا مگر آنحضرت نبود كه ابقاى معاويه بر شام را حتّى براى مدّتى كه طى آن بتواند، حكومت خويش را قوام بخشد وآنگاهاو را بر كنار كند، رد كرد؟ چرا؟ چون او خيانت و ناجوانمردى را مطرود مىدانست.
[١] - سيرة الأئمّة الاثنى عشر، ج ١، ص ١٢٤.