يادنامه - مؤسسة الخوئي الإسلامية - الصفحة ٤٣ - آثار اصولى آيت الله العظمى خوئى
داده و از نظر تاريخ جمعآورى به اين حقيقت رسيده است كه در قرآن به هيچ
وجه كم و فزونى رخ نداده و نمىتوانست رخ دهد و به شبهاتى كه در اين راه
قاصران و كوته فكران مطرح مىكنند به خوبى پاسخ داده است و ثابت نموده است
كه قرآن در زمان خود پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله وسلم) جمع شده است.
٣. مسألهء ناسخ و منسوخ است كه افراط گران در قرآن
بع نسخ فراوان قائل شده از اين طريق از عظمت آن كاستهاند. استاد با تبحرى
كه در مسائل تفسيرى و فقهى دارند، ٣٦ آيه را كه در آنها ادعاى نسخ شده
مطرح كرده و ثابت نموده كه نسخ در آنها راه نيافته است.
٤. قراءات سبع است كه عمر بسيارى از قاريان را به
خود مشغول ساخته و جاى امعان و دقت در قرآن دارد، به فراگيرى اختلاف قراءات
پرداختهاند ايشان ثابت نموده كه اين قراءات فاقد سند معتبر به پيامبر
است.
با توجه به بحثهاى ابتكارى شايسته بود كه استاد همين كار علمى را بوسيله
تلاميذ خود به گونهاى ادامه مىداد ولى خود از توقف اين كار اظهار تأسف
مىكند و چنين مىنويسد: «إلى أن حالت ظروف قاسيهء دون ما كنت ارغب فيه من
اتمامه و كم كنت اود انتشار هذا الدرس و تطويره»[١]
(شرائط سخت مانع از آن شد كه من اين اثر را به پايان برسانم و پيوسته دوست مىداشتم كه درس تفسير به پيش برود و كامل شود).
٢. معجم الرجال الحديث
علم رجال يعنى شناسايى راويان حديث از نظر وثاقت و اتقان روايت
[١] . معجم الرجال الحديث، ج٢٢، ص ١٩.