يادنامه - مؤسسة الخوئي الإسلامية - الصفحة ٣٣ - مرجعيت شيعه در قرن چهاردهم
اصول اسلامى سازگار نخواهد بود و در هر حال ابهام انديشه و نبودن روابط
صحيح و محكم، آتش جنگ را در اكثر شهرهاى ايران ميان دو گروه شعله ور ساخت
از اين جهت والد آيت الله العظمى خوئى (سيد اكبر) در سال ١٣٢٨ شهر ستان خوى
را به عزم سكونت در نجف ترك گفت آنگاه پس از دو سال يعنى ١٣٣٠ آيت الله
العظمى خوئى همراه برادرش سيد عبدالله خوئى به پدر پيوستند و نجف را به
عنوان شهر اقامت برگزيدند آيت الله العظمى خوئى به هنگام ورود به نجف سيزده
بهار بيش از عمر او نگذشته بود در مدت اندكى ادبيات عرب و منطق و سطوح
عالى يعنى لمعتين و رسائل و مكاسب و كفايهء را به پايان رساند و حدود بيست و
يك سالگى شايستگى آن را پيدا كرد در بحث خارج بزرگترين مدرس نجف يعنى آيت
الله العظمى سيخ الشريعت اصفهانى حاضر شود و از اين جهت مىبينيم كه وى در
سال ١٣٣٨ هجرى قمرى در بحث اين مرد بزرگ حضور به هم رسانيده و خوشه چين علم
او شده است.
قهرمان گفتار ما مشايخ و اساتيد بزرگ خود را در فقه و اصول را در كتاب «معجم رجال الحديث» چنين مىنگارد:
«من از اساتيد و مشايخ فراوانى علم و دانش فراگرفتم ولى در ميان آنها از
پنج نفر نام مىبرم كه خدا روح آنها را شاد فرمايد و اين پنج نفر عبارتند
از:
١- آيت الله العظمى شيخ فتح اله شريعت اصفهانى (م ١٣٣٨)
٢- آيت الله العظمى حاج شيخ مهدى مازندرانى.
٣- آيت الله العظمى آقا ضياء الدين عراقى. (١٢٨٩ - ١٣٦١).
٤- آيت الله العظمى شيخ محمد حسين اصفهانى (١٢٩٦ - ١٣٦١).