يادنامه - مؤسسة الخوئي الإسلامية - الصفحة ٣٢ - مرجعيت شيعه در قرن چهاردهم
تا اينجا ما به اسامى برخى از مشاهير نراجع شيعه در يك قرن و اندى اشاره
نموده و از مراجع حى و زنده كه خداوند بزرگ سايه بلند پايه آنان را بر رؤوس
مسلمانان مستدام بدارد، خوددارى مىكنيم، هر يك از مراجع
هيجده گانه براى خود خصوصيات و شخصيت خاصى داشته هر يك در حدود امكانات و
شرائط موجود از تشيع پاسدارى نموده و در دامن خود مجتهدان و محققان بزرگى
را پرورش دادهاند آثار علمى عظيمى را به يادگار نهادهاند ولى چون در اين
روزها جهان شيعه با درگذشت مرجع بزرگ حضرت آيت الله العظمى خويى قدس سره
الشريف روبرو شد و هنوزاز فقدان امام بزرگوار، چهار سال نگذشته بود كه جهان
شيعه با مصيبت بزرگى ديگر روبرو گرديد و همه را داغدار كرد شايسته است در
حدود اطلاعات خود به گوشه آى از زندگانى و خدمات اين مرجع عاليقدر اشاره
نموده و دين خود را به عالم علم و تشيع ادا كنيم.
مرحوم آيت الله العظمى آقاى خوئى در شب نيمهء رجب سال ١٣١٧ هجرى قمرى در
حدود سال ١٢٧٧ هجرى شمسى در شهرستان خوى در يك خانوادهء علمى ديده به جهان
گشود.
والد بزرگوار او مرحوم حاج سيد على اكبر خوئى كه از شاگردان مرحوم آيت
الله مامقانى بود، و پس از فراغت از تحصيل به زادگاه خود باز گشته و به
وظائف روحانى خود اشتغال داشت ولى حادثهء مشروطه كه به صورت يك فكر مبهم و
مرموز وارد كشور ايران شد، علما و دانشمندان را به دو گروه تقسيم كرد گروهى
طرفدار و گروهى مخالف و هر يك براى خود حجت و برهانى داشتند.
شكى نيست كه داشتن ديوان عدالت، ى عدالتخانه يا مجلس كه نمايندگان ملت در
آن جمع شوند، ا خود كامگى شاهان مستبد مىكاهد و دمكراسى و آزادى را به
كشور باز مىگرداند اما بايد ديد اين مسأله در همين جا متوقف مىشود يا پشت
سر اين نوع آزادى برنامههاى ديگرى نيز هست كه با