يادنامه - مؤسسة الخوئي الإسلامية - الصفحة ٦٩ - چگونگى تدريس
تدريس مىپرداختند. وى در هنگام درس شمرده، فصيح، منظم و مرتبه سخن مىگفت،
از پرداختن به حشو و زوايد پرهيز نموده و سنجيده تدريس مىنمود و به قول
آيت الله حسينى همدانى:
«من بعد از مرحوم آيت الله نائينى، كسى را نديدم به منظمى و پاكيزگى آيت
الله خوئى (رحمهء الله عليه) درس بگويد، با يك عربى كاملاً فصيح، منظم و
مرتب.»
در خلال درس اصول خويش به فلسفه نمىپرداخت، و در بحث فقه خود بر احاديث و
روايات تكيه زيادى كرده و به سند اخبار، اهميت داده و بسيار در توثيق و
تضعيف روات و رجال سند بحث مىفرمود.
اسلوب ايشان در مناقشه و جدل، روش سقراط بود، بدين گونه كه تجاهل كرده و
تظاهر به قبول گفتار طرف مقابل مىكرد، سپس پرسشها و تشكيلاتهائى در قول
خصم نموده و ظاهراً خود را در مقام استفاده و يادگيرى جلوه مىداد و خصم هم
- بدون آن كه بفهمد - به پاسخ مىپرداخت و به لوازم گفتار خويش اعتراف
مىكرد و در همين هنگام سيد استاد، مستشكل را به تناقض گوئى واداشته و بر
اعتراف به اشتباه و نادانى خود مجبورش مىساخت.[١]
درس ايشان فشردهاى از آراء و مبانى آقا ضياء و كمپانى و نظرات خود ايشان،
همراه با بحث و استدلال بر ردّ و قبول مبانى ديگران با بيانى جذّاب و سحّار
و تحليلى بود.[٢] به حق در حقايق و مبانى اصولى - كه در طول ادوار مختلف بر آنها اتفاق شده و خدشه ناپذير مىنمود - انقلاب
[١] . مقدمهء البيان، ص ١٥.
[٢] . تا آن جا كه گفتهاند «إنّه يجسم المعقولات». او ذهنيات را در پيش چشم مجسّم مىسازد.