المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢ - صحيح و اعم
ادلّه صحيحىها
قائلين بوضع الفاظ براى خصوص صحيح بچهار دليل متمسّك شدهاند:
١- تبادر، يعنى وقتى الفاظ عبادات همچون: صلوة، صوم و امثال ايندو اطلاق ميشوند، صرفا عبادات صحيح بنظر آمده و معانى صحيح اين الفاظ به ذهن خطور مىكند.
٢- صحّت سلب از فاسد، يعنى به نمازى كه شرعا فاسد است ميتوان گفت كه نماز نيست.
٣- دلالت اخبار بر اينكه الفاظ مزبور تنها براى صحيح مىباشند؛ مانند، خبر: الصّلوة عمود الّدين (نماز ستون دين است) و حديث الصّوم جنّة من النّار (روزه سپرى است از آتش دوزخ).
چه آنكه بديهى است صلوة فاسد عمود دين نبوده و صوم باطل سپر از آتش دوزخ نميباشد.
٤- بناء واضعين آنستكه، الفاظ را براى معانى صحيح قرار ميدهند و چون شارع نيز يكى از واضعين اهل محاوره و طريقش جدا از ابناء عرف نيست از اينرو الفاظ مستعمل در شرع نيز براى خصوص صحيح قرار داده شدهاند.
ادلّه اعمىها
گروهى دوّم كه الفاظ را براى اعم از صحيح و فاسد موضوع ميدانند نيز به چهار دليل بشرح زير استدلال نمودهاند:
١- تبادر، يعنى الفاظ عبادات وقتى گفته ميشوند معنائى كه هم با صحيح سازش دارد و هم با فاسد بذهن خطور مىكند.
٢- عدم صحّت سلب از فاسد.
٣- صحّت تقسيم، يعنى ميتوان گفت: