المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣ - موافقت عمليه و التزاميّه
مختار مؤلّف
مؤلّف گويد:
از نظر ما حق همان رأى اوّل است و فرموده صاحب كفايه اشبه به ادّعا است و دليلى جز وجدان نياوردهاند، در حاليكه ما نيز مدّعى هستيم وجدان شهادت به خلاف آن مىدهد چه آنكه مذمّت و سرزنش هرگز بر فعل متجرى متوجّه نميشود، بلكه او را بواسطه داشتن صفت ناپسند مورد عتاب و ملامت قرار مىدهند.
بحث سوّم موافقت عمليّه و موافقت التزاميّه
مقصود از « موافقت عمليّه» آنستكه، شخص در مقام عمل بيقين خود ترتيب اثر دهد، مثلا اگر قطع بوجوب فلان عمل پيدا كرد آنرا آورده و در صورتى كه يقين بحرمتش پيدا نمود تركش نمايد.
و مراد از « موافقت التزاميّه» آنستكه، بعد از دانستن وجوب شيئى بلزوم آوردنش ملتزم باشد، اگرچه عملا موافقت نكرده و بآوردنش مبادرت ننمايد.
موافقت عمليّه قطعا واجب و مخالفتش حرام است.
امّا موافقت التزاميّه: در اصول اعتقادى موافقت التزاميّه حتما واجب است، بلكه بايد گفت: در واقع اين موافقت در اين قبيل امور راجع بموافت عمليّه است.
امّا در فروع و مسائل فقهى حق اينستكه، چنين موافقتى لازم نيست، زيرا مكلّف بدون اينكه چنين التزامى داشته باشد اگر عملى را مطابق با واقع آورد امتثال حاصل بوده و در نتيجه مثاب و مأجور است.