المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٨ - تقسيم قطع
قاطع هست.
پس در اينقسم از قطع دو چيز مطلوب شارع مىباشد:
١- صفت قطع.
٢- واقع.
٣- قطع تمام الموضوع على وجه الصّفتيه: آنست كه مطلوب شارع صفت قطع بوده بطورى كه موضوع حكم صرفا قطع بوده و ماوراء آن چيز ديگرى ملاحظه نشده است، پس حكم وجودا و عدما دائر مدار آنست اعم از آنكه با واقع منطبق شده يا مطابق درنيايد مثل اينكه شارع بفرمايد:
يجب الاجتناب عن معلوم الخمريه.
بر مكلّف لازم است در صورتيكه به خمر بودن مايعى علم و قطع پيدا كند از آن اجتناب نمايد اگرچه در واقع شراب نباشد، لذا در صورتيكه از آن اجتناب نكند معاقب است.
٤- قطع جزء الموضوع على وجه الطريقيّه: آنستكه شارع موضوع حكم را مركّب از دو جزء قرار داده.
١- قطع.
٢- واقع.
منتهى قطع را باين اعتبار ملاحظه كرده كه مرآت واقع مىباشد.
٥- قطع جزء الموضوع على وجه الصفتيه: آنستكه شارع موضوع حكم را مركّب از دو جزء قرار داده:
١- قطع.
٢- واقع.
منتهى قطع را بعنوان اينكه صفت راجح است نگريسته چه واقع را نشان دهد و چه نشان ندهد.