المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨ - جواب محقّق خراسانى از ادلّه منكرين
دوّم شرط قبولى شهادت شاهد اوّلى است كه ميتوان آنرا باين عبارت تعبير نمود.
ان قام شاهد آخر و شهد بما شهد الاوّل فالمشهود عليه ثابت قطعا و با اينكه انضمام شهادت شاهد دوّم به شهادت شاهد اوّل شرط بوده و ثبوت مشهود عليه جواب آن مىباشد معذلك علّت منحصره نميباشد، زيرا امور ديگرى همچون شهادت دو زن عادله يا خوردن قسم همين اثر را دارند، يعنى اگر يك عادل شهادت داد و مدّعى همراه آن نيز قسم خورد يا با شهادت يك مرد عادله شهادت دو زن عادله را ضميمه كند، موضوع خارجى ثابت ميشود.
و امّا مثال آن در عرف و عادت: صحيح است بگوئيم:
انكانت الشّمس طالعة فالهواء حارّ.
در اينمثال وجود حرارت مستلزم وجود شمس است امّا نه بنحو علّيّت منحصره چه آنكه امر ديگرى همچون نار نيز واجد چنين اثرى بوده و با توجّه بآن مىتوان گفت:
انكانت النار موقدة فالهواء حارّ.
بنابراين، اگر شمس منتفى شد، حرارت نيز منتفى نميشود، زيرا ممكنست با انتفاء شمس نار موجود بوده و بدينترتيب حرارت نيز وجود داشته باشد.
در نتيجه بايد بگوئيم:
چون نيابت بعضى از امور از برخى شروط امرى ممكن بلكه واقع مىباشد، بناچار انتفاء شرط را نميتوان مستلزم انتفاء جواب دانست و بدين ترتيب ثابت ميشود كه جملات شرطيّه داراى مفهوم نيستند.
جواب محقّق خراسانى از دليل اوّل منكرين
مرحوم محقّق خراسانى در كفاية الاصول از دليل سيّد مرتضى