المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٥ - مفهوم شرط
ظاهر اين عبارت مقصود نيست بلكه مراد ايشان از حجّيّت، وجود مفهوم و از عدم حجّيّت فقدان مفهوم مىباشد، مثلا كسى كه مىگويد:
شرط مفهومش حجّت نيست، همچون مرحوم سيّد مرتضى، مرادشان اينستكه، شرط مفهوم ندارد نه اينكه مفهوم وجود داشته و معذلك حجّت نباشد.
بحث سوّم مفهوم شرط
اختلافست در اينكه جمله شرطيّه آيا دلالت بر انتفاء جواب در صورت انتفاء شرط و اثبات آن بفرض اثبات شرط مينمايد يا چنين دلالتى ندارد؟
و بعبارت ديگر:
آيا مفهوم براى جمله شرطيّه وجود دارد يا ندارد؟
اجمالا بايد گفت: بدون ترديد جمله شرطيّه در اين امر استعمال ميشود و بين حضرات در اينمعنا اختلافى نيست كه جمله شرطيّه براى انتفاء جواب بفرض انتفاء شرط آورده شده بلكه نزاع در اينستكه آيا اين دلالت بحسب وضع بوده يا بقرينه صورت مىگيرد اگرچه قرينه عامه باشد.
البتّه در صورتيكه قائل بوضع شويم اگر قرينه در عبارت نباشد لازم است جمله شرطيّه را بر مفهوم حمل كنيم و اگر استفاده مفهوم از كلام مستند بقرينه باشد در جائيكه قرينه نداشته باشيم كلام مجمل بوده، نميتوان آنرا بر افاده مفهوم حمل كرد، چنانچه نبايد مفهوم را نيز از آن سلب كرد در نتيجه قائلين بمفهوم بايد اثبات كنند كه دلالت جمله شرطيّه بر انتفاء جواب در صورت انتفاء شرط يا ترتّب جزاء بر وجود شرط همچون ترتّب معلول بر علّت منحصره است چه آنكه در غير اينصورت باب افاده مفهوم منسدّ مىگردد، ولى قائلين بعدم دلالت در چنين مضيقهاى واقع نيستند، زيرا ايشان مدّعى هستند كه