المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٣ - حجّيت ظواهر
تقريب استدلال
استدلال باين آيه بسه طريق ممكنست:
الف: كلمه « لعلّ » در معناى حقيقى خود يعنى ترجّى ايقاعى انشائى استعمال نشده است چه آنكه اين معنا ارادهاش در حق حكيم تعالى مستحيل مىباشد قهرا بايد گفت استعمالش باين منظور است كه دلالت بر محبوبيّت تحذير در وقت انذار نمايد.
و بعبارت ديگر:
استعمال كلمه « لعلّ » در اين آيه براى محبوب بودن تحذير است و وقتى محبوبيّت تحذير ثابت شد، وجوب آن نيز اثبات ميگردد، زيرا قول بفصل وجود ندارد، يعنى هركس تحذير را حسن مىداند به وجوب آن نيز قائل است و آنانكه آنرا واجب نمىدانند به حسن آن نيز قائل نميباشند، بنابراين، بضميمه عدم قول بفصل، از آيه وجوب تحذير در وقتى كه عادل انذار كند استفاده ميشود و اين وجوب قطعا دلالت بر حجّيت قول عادل دارد.
ب: انذار واجب است به دليل آنكه غايت براى نفر قرار گرفته كه آن نيز واجب مىباشد و از باب غاية الواجب واجب بايد انذار را نيز واجب بدانيم و چون غايت براى انذار را حذر قرار داده آن نيز به همان ملاك واجب مىشود و وقتى انذار عادل واجب شد اين امر دلالت دارد بر حجّيت قول عادل و الّا مىبايد وجوب انذار لغو و بيهوده باشد.
ج: تحذير بخاطر انذار است، يعنى غايت انذار تحذير مىباشد و انذار واجب بوده و غايت آن نيز بايد واجب باشد البته اين استدلال در ضمن استدلال دوّم بيان شد و نيازى نيست كه بطور جداگانه بيان