المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٤ - حجّيت ظواهر
بهتر است چند مقدّمه ذكر كرده و در ضمن آنها حجّيت يا عدم حجّيت اجماع منقول نيز معلوم ميشود.
مقدّمه اوّل [وجه اعتبار و حجّيت اجماع]
وجه اعتبار و حجّيت اجماع منقول آنستكه، بواسطه آن به رأى معصوم عليه السّلام قطع پيدا مىكنيم چه آنكه اجماع از نظر اماميّه فى نفسه حجّيتى ندارد، بلكه چون كاشف از قول امام عليه السّلام مىباشد معتبر ميباشد، منتهى در نحوه كشف آن بين فقهاء اختلاف است، برخى آنرا از طريق دخول رأى معصوم عليه السّلام در ضمن مجمعين كشف مىكنند، اگرچه شخص معصوم را نشناسند.
و بعضى ديگر اتّفاق اصحاب را ملازم و مستلزم موافقت قول امام عليه السّلام دانسته و با استناد بقاعده لطف رأى معصوم عليه السّلام را كشف مىكنند.
و گروهى ديگر مدّعى هستند كه: اتّفاق علماء عادتا مستلزم است كه رأى امام عليه السّلام از طريق حدس كشف شود، چنانچه رأى متأخّرين چنين است.
مقدّمه دوّم [اقسام نقل اجماع]
نقل اجماع گاهى باين صورت است كه رأى معصوم عليه السّلام در ضمن آن بطور حدس ذكر مىگردد، چنانچه غالبا اينطور است و زمانى رأى معصوم را ناقل اجماع حسّا نقل مىكند، يعنى مدّعى است كه فرموده امام عليه السّلام را خود از آنجناب شنيده است. ولى اينگونه ادّعاء بسيار نادر، بلكه ميتوان مدّعى عدمش شد، و در پارهاى اوقات مدّعى اجماع از اصل رأى امام عليه السّلام را نقل نكرده بلكه صرفا سببى را حكايت مىكند كه بنظر