مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٤ - ٩ ازدواج موقّت در قرآن و سنّت
بنابراين تخصيص در بعضى از احكام، دليل بر نفى موضوع نيست.
شيخ مى گويد: معترض خاموش شد. ولى صاحب مجلس كه از نظر آگاهى دينى در درجه بسيار پايينى بود، گفت: من سؤالى دارم، آيا پيامبر يا اميرمؤمنان ازدواج موقت داشتند؟ اگر واقعاً ازدواج موقت كار خيرى بود، آنها در انجام چنين كارى عقب نمى ماندند.
در پاسخ گفتم: من نظر شما را به يك نكته جلب مى كنم. هرگاه رسول خدا كارى را انجام نداد، اين دليل بر حرمت آن نمى شود. همچنين اميرمؤمنان و ديگر امامان. مثلا رسول خدا در دوران رسالت كارهاى ياد شده در زير را انجام نداده است:
١. با كنيزى ازدواج نكرد.
٢. همسر كتابى نداشت.
٣. هرگز همسر خود را از طريق خلع طلاق نداد.
٤. با زنگيان و سنديان ازدواج نكرد.
٥. در دوران رسالت براى تجارت به شهرها سفر نكرد.
بنابراين انجام ندادن كارى دليل بر حرمت نيست. او با اين سخن قانع شد ولى سؤال ديگرى را مطرح كرد:
فرض كنيم يك فرد شيعى از قم عازم حج شد و در بغداد با زنى ازدواج موقت كرد و او از آن مرد آبستن شد ولى وى او را رها كرد و رهسپار حج شد. ديگر از او خبرى نگرفت. بعد از بيست سال به بغداد بازگشت. با دختر اين زن كه دختر خودش است بدون آگاهى عقد موقت بست. آيا اين كار، كار زشتى نيست؟