مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥ - مناظرات امام جواد(عليه السلام) با يحيى بن اكثم
٢. عالم به حرام بودن اين كار بوده يا جاهل بوده است؟
٣. محرم نابالغ بوده يا بالغ؟
٤. براى اوّلين بار اين كار را كرده است يا بار دوم و سوم بوده؟
٥. آيا اين شكار از پرندگان بوده يا از چارپايان و خزندگان؟
٦. شكار حيوان كوچك بوده يا بزرگ؟
٧. آيا بر اين كار بار دگر اصرار دارد يا پشيمان گشته؟
٨. اين كار، در شب انجام گرفته يا روز؟
٩. او براى عمره محرم بوده يا براى حج؟
يحيى بن اكثم در برابر اين پرسش هاى گوناگون انگشت حيرت و ناتوانى به دندان گرفت و نتوانست سخنى بگويد و ناتوانى او براى همگان آشكار شد.
مأمون براى ظاهرسازى گفت: خدا را بر اين نعمت سپاسگزارم، آن گاه، رو به عباسيان كرد و گفت: اكنون او را شناختيد؟
گويا در همان مجلس يا در مجلس ديگرى، مأمون به ابوجعفر گفت: آماده ام دخترم را به عقد تو درآورم. آيا بر اين كار راضى هستى هر چند گروهى با اين كار مخالفند؟ امام روى مصالحى به خواسته مأمون پاسخ مثبت داد و خطبه عقد را چنين خواند:
«الحمدلله اقراراً بنعمته ولا اله الاّ الله اخلاصاً لوحدانيته وصلّى الله على محمّد سيد بريّته والأصفياء من عترته. أمّا بعد فقد كان من فضل الله على الأنام أن أغناهم بالحلال عن