مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٤ - مناظرات امام جواد(عليه السلام) با يحيى بن اكثم
خويشاوندى را رعايت نمايم، و اگر من ابوجعفر محمد بن على را براى دامادى برگزيده ام با اين كه او نوجوانى بيش نيست، به خاطر دانش فراوانى است كه او دارد.
عباسيان همگى به صدا درآمدند و گفتند او نوجوانى بيش نيست، چگونه مى تواند داراى دانش و فقهى باشد؟ مأمون در پاسخ آنان گفت: شما از واقع خبر نداريد، ممكن است او را بيازماييد.
پيشنهاد مأمون مورد پذيرش همگان قرار گرفت، قرار شد يحيى بن اكثم با او در مسائل فقهى به مذاكره برخيزد، مجلسى را ترتيب دادند، در آن مجلس براى امام جواد(عليه السلام) كرسى خاصى و براى مأمون نيز كرسى ديگرى گذاشتند.
يحيى بن اكثم: اميرمؤمنان!(خطاب به مأمون) اذن مى دهى از ابوجعفر(عليه السلام) چيزى بپرسم؟
مأمون: از او اجازه بگير و بپرس.
يحيى بن اكثم: آقا ابوجعفر قربانت گردم! اجازه سؤال مى دهى؟
امام جواد(عليه السلام): اگر مى خواهى بپرس.
يحيى: نظر شما درباره انسان مُحرمى كه حيوانى را شكار كرده و كشته است، چيست؟
ابوجعفر(عليه السلام): اين مسأله صور گوناگونى دارد، من صورت هاى مختلف آن را مى گويم، شما مورد نظر خود را معين كنيد.
١. محرم در حرم مرتكب اين كار شده يا خارج حرم؟