مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١ - رويكردى ديگر به اين پرسش و پاسخ
بكشند; از اين رو با آنان نجنگيدم».
ششمين الگوى من در گزينش حاشيه نشينى برادرم حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) بهترين انسان هاست، او به غار رفت و مرا در بستر خود خوابانيد.
اميرمؤمنان در همه اين موارد ششگانه، اين جمله را تكرار مى كند:«إن كان هذا لغير خوف فقد كفر و الاّ فالوصى أعذر». يعنى اگر اين پيامبران شش گانه اين سخن ها را در حالى گفتند كه ترسى و خوفى بر آنها حكومت نمى كرد، مسلماً به خاطر دروغ از راه بيرون رفته اند و الاّ كه قطعاً چنين است. يعنى در حال خوف و ترس بر جان خود يا در حال ناتوانى و بى ياورى اين راه را برگزيده اند، وصىّ پيامبر(صلى الله عليه وآله) سزاوارتر است كه همين راه را برگزيند.
سخنان شيرين اميرمؤمنان(عليه السلام) و شيوه پاسخ به قدرى مؤثر بود كه همه كسانى كه دور او را گرفته بودند، گفتند آقا! سخن، سخن توست و ما در اين پرسش گنه كار بوده ايم و توبه مى كنيم و ما از پيشگاه خدا و رسول او و مؤمنان پوزش مى خواهيم.[١]
رويكردى ديگر به اين پرسش و پاسخ
تاريخ حكايت مى كند كه برخى از فتنه انگيزان كه علاقه مند بودند، اميرمؤمنان را به سخن درآورند تا بر ضدّ شاغلان خلافت، سخن بگويد و
[١] علل الشرائع، ص ١٤٨; مناقب ابن شهرآشوب، ج١، ص ٢٧٠; مجلسى در بحارالأنوار، ج٨، چاپ قديم، ص ١٤٠; احتجاج طبرسى، ج١، ص ٤٤٦ـ ٤٤٨.