مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٨ - مقصود از مسخره كردن خدا چيست؟
(فَالْيَوْمَ نَنْسَاهُمْ كَمَا نَسُوا لِقَاءَ يَوْمِهِمْ هَذَا)[١].
«ما امروز آنها را فراموش مى كنيم، همچنان كه آنها چنين روزى را فراموش كردند».
اين آيات نيز به سان آيات پيشين توجيه مى شود، يعنى چون طرف مقابل جدّاً فراموش مى كند، خدا نيز كيفر دادن خود را فراموش كردن او مى خواند، و لذا امام هشتم(عليه السلام) در تفسير اين آيات مى گويد: مقصود از فراموش كردن افراد اين است كه آنها را رها مى كنيم، همچنان كه آنان آمادگى براى ديدار امروز را فراموش كرده اند، و به يك معنى مراد از فراموشى آن است كه آنان از رحمت خدا محروم مى شوند.[٢]
ابوالصلت هروى مى گويد: مأمون سؤالات گوناگونى از حضرت رضا(عليه السلام) مى كرد، روزى به امام هشتم(عليه السلام)گفت: اى فرزند رسول خدا معنى اين آيه چيست؟(وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ)[٣]، «اگر خدا مى خواست همه كسانى كه در روزى زمينند، ايمان مى آوردند، اى پيامبر خدا با زور واكراه مى خواهى مردم مؤمن بشوند؟».
طبعاً سؤال مأمون اين بود كه چرا خدا چنين مشيتى را به كار نبرده كه همه مردم مؤمن بشوند. امام هشتم(عليه السلام)فرمود: پدرم موسى بن جعفر(عليهما السلام) و او از پدرش امام صادق(عليه السلام) و او از پدر خود امام باقر(عليه السلام) و او از پدر خود امام
[١] اعراف: ٥١.
[٢] توحيد صدوق، باب١٦، شماره ١، ص ١٥٩.
[٣] يونس: ٩٩.