مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٨ - قدماى هشتگانه
لفظ «احد» در آيه مباركه به معنى بساطت ذات است نه تركيب از ذات و صفات زائد.
قدماى هشتگانه
اشكال مهمى دامنگير قائلان به فزونى صفات بر ذات شده همان اعتقاد به «قدماى ثمانيه» است زيرا صفات جمال خدا حادث نبوده بلكه از اول با ذات همراه بوده و مى باشد و لازمه اين سخن اعتقاد به تعدد قدما است يعنى علاوه بر خداى قديم واجب الوجود، صفات ثبوتى او نيز قديم و واجب الوجود است در اين صورت از«ثنويه» كه قائل به ازليت نور و ظلمت و مسيحيت كه قائل به قدم اقانيم سه گانه هستند، گام جلوتر نهاده شده و آب پاكى بر توحيد ابراهيمى ريخته مى شود.
قوشجى شارح تجريدالاعتقاد با اين كه اشعرى است بطلان فزونى صفات ثبوتى بر ذات را در قالب برهان ريخته مى گويد:
«صفات زائد، هرگاه بالذات واجب الوجود باشند، لازمه آن تعدد واجب الوجود و آن محال است و اگر بالذات ممكن باشند، پديد آرند آنها اگر خود واجب الوجود باشد، از اين جهت كه ذات حق تعالى سبب وجود آنها است فاعل، و از آن نظر با اين صفات آراسته مى شود قابل مى باشد و شىء واحد نمى تواند نسبت به يك شىء داراى دو حالت متضاد باشد و اگر پديد آرنده آنها غير خدا باشد نتيجه اين مى شود كه واجب در صفات خود، به غير خود نيازمند باشد.[١]
[١] شرح تجريد قوشجى، ص ٤٢٨.