مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٨ - مناظرهاى ديگر
مرد بصرى: نياى تو على بن ابى طالب مؤمنان را كشت!
امام زين العابدين(عليه السلام) ديدگانش پر از اشك شد تا آنجا كه اشك كف دست او را پر كرد و او آنها را بر زمين پاشيد.
امام زين العابدين(عليه السلام):اى برادر بصرى! على(عليه السلام) مؤمنى را نكشت، و مسلمانى را از دم تيغ نگذراند، گروهى كه با او به مخالفت برخاستند، در حقيقت، اسلام نياورده و به ظاهر تسليم شده بودند و به يك معنى كفر خود را پنهان و به اسلام تظاهر مى كردند، و لذا روزى كه بر باطن خود، يارانى يافتند، آن را آشكار ساختند. كسانى كه سخنان پيامبر را به ياد دارند، مى دانند كه او اصحاب جمل و صفين و نهروان را لعن كرد.
فردى كه در كنار نشسته بود مناظره امام را با مرد بصرى شنيد، او گفت: چگونه آنان را بيرون از اسلام مى شمارى در حالى كه نياى تو على(عليه السلام)درباره آنها گفت: اينان برادران ما هستند كه بر ما شوريده اند.
امام زين العابدين(عليه السلام): شما حتماً قرآن خوانده ايد، واژه «برادران» به آن معنا نيست كه تو تصور مى كنى. خدا در قرآن، قوم عاد را برادران پيامبر خدا به نام هود مى شمارد و مى فرمايد: (وَ إِلَى عَاد أَخَاهُمْ هُودً)[١]، «به سوى مردم عاد، برادرشان هود را فرستاديم» مَثَل گروهى كه با على(عليه السلام)جنگيدند، مثل قوم هود است آنان كشته شدند و هود نجات يافت، هم چنين است حال درباره اميرمؤمنان.
مناظره اى ديگر
پيشواى چهارم شيعه، روزى به تفسير آيه مربوط به بنى اسرائيل
[١] اعراف: ٦٥.