مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٦ - مناظرات امام جواد(عليه السلام) با يحيى بن اكثم
الحرام فقال سبحانه: (وَ أَنْكِحُوا الأَيَامَى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)».[١]
«سپاس خداى را كه نوعى اعتراف به نعمت هاى بى كران اوست و نيز سپاس خدايى كه جز او نيست و اين نشانه اخلاص در يگانگى اوست، درود خدا بر محمد(صلى الله عليه وآله) سرور كائنات و برگزيدگانى از عترت او.
امّا بعد يكى از نعمت هاى خدا بر مردم اين است كه آنان را به وسيله حلال (ازدواج) از حرام بى نياز ساخته است، آنگاه كه فرموده:«مردان و زنان بى همسر را همسر دهيد و همچنان غلامان و كنيزان صالح و درستكار، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنان را از كرم خود بى نياز مى سازد خداوند گشايش دهنده و داناست».
آن گاه فرمود: محمد بن على بن موسى خواستگار ام الفضل دختر عبدالله مأمون است و مهريه او را همان مهريه جده اش فاطمه زهرا(عليها السلام) كه همان پانصد درهم است، قرار مى دهد و سپس رو به مأمون كرد و گفت: آيا با اين صداق آماده ايد او را به همسرى من درآوريد؟
مأمون: آرى من دخترم ام الفضل را به همان مهريه اى كه شما گفتيد به همسريتان درمى آورم، آيا شما مى پذيريد؟
امام جواد(عليه السلام): پذيرفتم و به آن راضى هستم.
آن گاه مأمون سران لشكرى و كشورى را فرمان داد كه همگان بر اين كار، تبريك بگويند. سپس جشن و شادمانى در دربار برقرار شد و همگان
[١]. نور: ٣٢.