مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٨ - امام صادق(عليه السلام) و ابوشاكر ديصانى
علوم طبيعى مى توانند اين آينده نگرى را در جهان، روشن سازند. ما فقط به يك مثال بسنده مى كنيم.
جنين در شكم مادر، براى خود غذاى خاصّى از خون مادر دارد، ولى پس از خروج از رحم، گلوى او و معده او آماده پذيرش هر غذايى نيست، بلكه غذايى لازم است كه با گلو و معده ظريف او سازگار باشد. مى بينيم، آنگاه كه جنين در شكم مادر دوران ابتدايى را مى گذراند، نوك پستان مادر كاملاً با دهان نوزاد سازگار بوده و تا او متولد شود، غذاى آماده در پستان مادر هست. اين پيش بينى كه هزاران نمونه در آفريش دارد، حاكى از آن است كه اين تنها اثر طبيعت نيست كه جهان را اداره مى كند، بلكه علاوه بر آن، يك مدبر آگاه و توانا وجود دارد كه بر اين نظام، حاكم بوده و آن را به وجود آورده است.
اكنون كه اين دو مطلب به صورت اجمال بيان شد، نظرى بيفكنيم به مناظرات امام با مادى هاى زمان خود:
امام صادق(عليه السلام) و ابوشاكر ديصانى
هشام بن حكم، دست پرورده امام صادق(عليه السلام) با اين طبيعى هاى زمان و مادّى هاى دوران كه پيوسته از خاصيت ماده دم مى زدند، در ارتباط بوده و با آنها به مناظره برمى خاست. وى به ابوشاكر ديصانى كه نام او عبدالله بود پيشنهاد كرد، خدمت امام صادق(عليه السلام) برسد و عقيده خود را با او در ميان بگذارد. او رهسپار خانه امام صادق(عليه السلام)شد و اجازه ورود خواست، اجازه داده شد و او در برابر امام نشست.
ابوشاكر: اى جعفر بن محمد! مرا به آن خدايى كه بايد