مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٨ - نوّاب چهارگانه حضرت ولى عصر
راضى بوده و ما را براى آن آفريده است، يا ما را برتر از آن بداند كه در آغاز نامه برايت شرح دادم. شاهد باشيد كه همه كسانى كه ما از آنها بيزارى جستيم، خدا و فرشتگان و پيامبران و اولياى خدا نيز از آنها بيزارى مى جويند. من اين نامه را به عنوان امانت به تو مى سپارم و حتماً مضمون آن را از دوستان و شيعيان ما پنهان نسازى تا آنجا كه همه شيعيان از مضمون آن آگاه شوند. شايد رحمت خدا شامل كسانى شود كه از غلوّ به دين خدا باز گردند و از چيزى كه نمى دانند، دورى جويند، ولى كسانى كه از مضمون نامه من آگاه شدند ولى از غلو دست نكشيدند، لعنت خدا و بندگان او بر آنها باد![١]
در اين جا يادآور مى شويم: مقصود از نفى «علم غيب» به اصطلاح آن زمانى است كه از درون انسان بجوشد و به اصطلاح ذاتى بوده، و اكتسابى نباشد.
نوّاب چهارگانه حضرت ولى عصر
در دوران غيبت صغرى، برخى، ادعاى ارتباط با حضرت نمودند كه همه آنها مطرود حضرت صاحب الزمان بودند، مانند:
١. احمد بن هلال كرخى
٢. حسين بن منصور حلاّج
٣. محمد بن على شلمغانى معروف به ابن ابى عذاقر
همه اينها در توقيعى كه به وسيله حسين بن روح ارسال شده مورد
[١]. احتجاج، طبرسى، ج٢، ص ٥٤٩ـ٥٥١; بحارالأنوار، مجلسى، ج٢٥، ص ٢٦٦.