مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٥ - ٩ ازدواج موقّت در قرآن و سنّت
در پاسخ گفتم: اين اشكال اختصاص به ازدواج موقت ندارد، در ازدواج دائم هم اين مشكل پيش مى آيد. فرض كنيد مردى از پيروان احمد بن حنبل از خوارزم عازم حج شد. در مسير خود در بغداد توقف كرد و از همسايگان خود درخواست كرد زنى را به او معرفى كنند تا با او ازدواج كند. اتفاقاً به او دختر جوانى را كه بيوه بوده معرفى كردند. وى نسبت به آن زن راغب شد و عقد ازدواج به وسيله امام مسجد جارى شد و دو نفر نيز بر آن شهادت دادند و زن با اين مرد زندگى كرد تا كم كم وقت سفر به حج رسيد. آن گاه، همسر را رها كرد و به حج رفت و از مكه هم از طريق بصره به خوارزم رفت و همين زن آبستن شد. پس از بيست سال، اين مرد به بغداد بازگشت و عازم حج بود. در آن محّل فرود آمد و از آن همسر پيشين خود، خبر گرفت. ولى كسى او را به محل او و بستگانش معرفى نكرد. آن گاه از همسايه ها درخواست كرد كه براى ازدواج، زنى را به او معرفى كنند و اتفاقاً دختر همان زن براى او معرفى كردند و او بدون اينكه بداند دختر اوست، با آن دختر ازدواج كرد. پاسخ شما در اين مورد هر چه باشد همان نيز پاسخ ما است.[١]
امروز اين اشكال موضوع ندارد زيرا عقد موقت و اسامى زن و شوهر در محاضر ثبت مى شود، و در شناسنامه ها وارد مى گردد اگر فررزندى از آن ازدواج متولد شد درست مانند فرزندان عقد دائم، در اداره ثبت احوال، ضبط مى گردد.
[١] اسماعيليه، فرقه اى از شيعيان هستند كه پس از امام صادق(عليه السلام) امامت را از آن فرزند او به نام حضرت اسماعيل دانسته اند، و طبعاً در احكام به كتاب «دعائم الاسلام» عمل مى كنند و گويا درباره متعه با اهل سنت، هماهنگ هستند و از آن اثر پذيرفته اند.