ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٠ - بحث روايتى(رواياتى در باره دعاء و استجابت آن در ذيل آيه ادعوني أستجب لكم )
نمىدهد، براى اينكه دعا خود عبادت است، و خداى عز و جل مىفرمايد:(إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ) و نيز فرموده:(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ)[١].
مؤلف: اينكه امام فرمود دعا خود عبادت است و به آيه شريفه استشهاد كرد، در حقيقت احتجاجى است كه بر فرمايش قبلش كرده كه فرمود دعا كن و اما استشهادش به آيه(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ) احتجاج به آن گفتار دومش است كه فرمود مگو چنين و چنان و به همين جهت در بيان خود، ذيل آيه را بر صدرش مقدم آورد.
و در كتاب خصال از معاوية بن عمار، از امام صادق (ع) روايت آورده كه فرمود: اى معاويه به كسى كه سه چيز داده شده باشد از سه چيز محروم نمىشود: كسى كه توفيق و حال دعايش داده باشند، از اجابت محرومش نمىكنند، و كسى كه توفيق شكر نعمتش داده باشند، از زياد كردن نعمتش دريغ نمىكنند، و كسى كه توكلش داده باشند، از كفايت امور او مضايقه نمىكنند. چون خداى عز و جل در كتاب عزيزش مىفرمايد: (وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)- كسى كه بر خدا توكل كند او كفايت كننده امور وى است و نيز مىفرمايد: (لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ)- اگر شكر بگذاريد نعمتتان را زيادت كنم ، و نيز فرموده: (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ)- مرا بخوانيد تا اجابتتان كنم [٢].
و در كتاب توحيد به سندى كه به امام موسى بن جعفر (ع) دارد از آن جناب روايت كرده كه فرمود: جمعى به امام صادق (ع) گفتند: چرا ما خدا را مىخوانيم ولى دعايمان مستجاب نمىشود؟ فرمود: براى اينكه كسى را مىخوانيد كه نمىشناسيدش[٣].
مؤلف: ما در ذيل آيه(أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ)[٤]، در جلد دوم اين كتاب تعدادى از روايات دعا را ايراد كرديم.
[١] كافى، ج ٢، ص ٤٦٦، ح ٣.
[٢] خصال( صدوق)، ص ١٠١، ح ٥٦.
[٣] توحيد( صدوق)، ص
[٤] سوره بقره، آيه ١٨٦.