ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٥ - بيان آيات
فارغ شد، اينك شروع كرده در تفصيل آن خبر اجمالى كه قبلا از معاد داده بود، و در اين تفصيل كيفيت قيام قيامت و احضار خلق براى حساب و جزا و پاداشى كه به اصحاب جنت مىدهد، و كيفرى را كه به مجرمين مىدهد، شرح مىدهد.
(وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) سخنى است از كفار كه در مقام استهزا گفتهاند، و منظورشان انكار معاد است، و شايد به همين جهت اسم اشاره هذا- اين وعده آورد كه مخصوص اشاره به نزديك است، و اينكه گفتند: اگر راست مىگوييد خطابشان به رسول خدا ٦ و همه مسلمانان است، چون رسول خدا ٦ و مؤمنين زياد داستان روز قيامت را به گوش آنان مىخواندند، و به كيفر آن روز تهديدشان مىكردند.
كلمه وعد به تنهايى بدون كلمه وعيد هم به معناى وعده خبر مىآيد و هم به معناى وعده شر. ولى اگر هر دو با هم در كلامى بيايند، وعد به معناى وعده خير، و وعيد به معناى وعده شر خواهد بود.
(ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ) كلمه نظر به معناى انتظار است. و مراد از صيحه به شهادت سياق همان نفخه صور اولى است كه وقتى دميده مىشود همه مىميرند، و اگر صيحه را به وحدت وصف كرده، براى اشاره به اين نكته است كه: امر كفار براى خدا (جلت عظمته) بسيار آسان است، و براى او بيش از يك صيحه كارى ندارد. و كلمه يخصمون در اصل يختصمون بوده كه مصدر آن اختصام، به معناى مجادله و مخاصمه است.
و اين آيه شريفه جوابى است از اينكه كفار به عنوان استهزا گفتند: پس اين وعده كى است، اگر راست مىگوييد خداى تعالى هم در اين جمله كفار مسخره كننده را سخريه و استهزا كرده، و به امر آنان بىاعتنايى نموده.
و معناى آن اين است كه: اينها كه مىگويند پس اين وعده كى است؟ در اين گفتارشان جز يك صيحه را منتظر نيستند، و اين يك صيحه فرستادنش براى ما آسان است، نه هزينهاى دارد و نه زحمتى، صيحهاى كه وقتى ايشان را بگيرد ديگر راه گريز و نجاتى برايشان نمىگذارد، بلكه ايشان را در حالى مىگيرد كه كاملا از آن غافلند، و در بين خود مشغول مخاصمه مىباشند.
(فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ) يعنى نتيجه چنين صيحهاى كه به ناگهانى مىرسد و مهلتشان نمىدهد، اين است