ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١ - مراد از مكر سيئات و اينكه فرمود و مكر أولئك هو يبور
به الذين برگردد به كار رفته، تا دلالت كند بر اينكه منظور خود آنان است، و چنان نيست كه به ديگران مشتبه و مختلط شده باشند. در نتيجه معناى آيه چنين مىشود: كسانى كه مكرهايى زشت مىكنند، عذابى شديد دارند، و مكر اينان كه مكر مىكنند، بىنتيجه و نابود است و اثر زندهاى كه مايه سعادت و عزتشان باشد ندارد.
[مراد از مكر سيئات و اينكه فرمود: (وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ) ]
پس به خوبى روشن گرديد كه مراد از سيئات انواع مكرها و حيلههايى است كه مشركين آنها را وسيله كسب عزت مىپنداشتند. و چون آيه شريفه مطلق است، شامل همه مكرها كه مشركين عليه رسول خدا ٦ كردند. و مكرهايى كه ساير مشركين عليه دين خدا مىكنند، مىشود. هر چند بعضى[١] از مفسرين گفتهاند: منظور خصوص آن حيلههايى است كه قريش عليه رسول خدا ٦ در دار الندوة و غير آن طرحريزى مىكردند، از قبيل: حبس و اخراج و قتل، و خدا كيد آنها را به خودشان برگردانيد، و از مكه به سوى چاه بدر بيرونشان آورده و در آنجا به كشتنشان داد، و در چاهشان افكند، پس همان حبس و اخراج و قتل، به خودشان برگشت. هر چند كه اين وجه خوبى است، ليكن- همان طور كه گفتيم- آيه شريفه مطلق است.
و وجه اتصال صدر آيه يعنى جمله(مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً) به ذيل آن، يعنى جمله(إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ) اين است كه: مشركين قريش آلهه خود را وسيله عزت و شوكت خود مىگرفتند، هم چنان كه قرآن كريم در اين باره فرموده:(وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا)[٢].
از اين رو خداى سبحان اين طالبان عزت را به سوى خودش دعوت كرد، و اين چنين تذكرشان داد كه عزت همهاش از خدا است. و در توضيح و بيان آن فرمود: براى اينكه يگانهپرستى به سوى او صعود مىكند، و عمل صالح هم آن را در صعود كردن كمك مىدهد، در نتيجه انسان به خدا نزديك مىشود، و در اثر نزديك شدن از منبع عزت كسب عزت مىكند.
و اما كسانى كه مكر مىكنند، و به هر مكرى دست مىزنند، تا به خيال خود عزتى كسب كنند، بر عكس عذابى شديد دارند، و مكرهايى كه مىكنند همه نابود و بىنتيجه مىشود، نه به جايى مىرسد و نه عزتى برايشان كسب مىكند.
[١] مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٠٢.
[٢] و به غير خدا آلههاى گرفتند، تا مايه عزتشان باشند. سوره مريم، آيه ٨١.