ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦١ - بيان آيات رد اعتقاد مشركين به دختر داشتن خدا و خويشاوندى بين او و جن
كه ايشان تنها يارى خواهند شد (١٧٢).
و لشكر ما به تنهايى غالب خواهد گشت (١٧٣).
پس تو تا مدتى روى از ايشان برتاب (١٧٤).
ببين چه عكس العملهايى نشان مىدهند و به زودى ثمره رفتار خود را مىبينند (١٧٥).
آيا به عذاب ما شتاب مىكنند (١٧٦).
پس همين كه بر آنها احاطه كرد آن وقت مىفهمند كه چه روزگار بدى دارند (١٧٧).
تو تا چندى روى از ايشان برتاب (١٧٨).
و رفتارشان را زير نظر داشته باش به زودى خودشان هم خواهند ديد (١٧٩).
منزه است پروردگار تو كه رب العزه است از آنچه اينان در بارهاش مىگويند (١٨٠).
و سلام بر فرستادگان (١٨١).
و ستايش مخصوص خدا است كه پروردگار عالميان است (١٨٢).
بيان آيات [رد اعتقاد مشركين به دختر داشتن خدا و خويشاوندى بين او و جن]
در سابق اين معنا را بيان فرموده بود كه او رب و معبود حقيقى است، جمعى از بندگان مخلص چون انبياى گرامى، او را پرستيدند، و به حد خلوص رسيدند و بعضى ديگر به ربوبيت او كافر شدند، و خداوند بندگانش را نجات داده، و كافران را هلاك و به عذاب اليم مبتلا كرد.
اينك در اين آيات متعرض عقايد كفار شده كه در باره خدايان خود كه يا ملائكه و يا جن بودند، چه عقايدى داشتند و چگونه ملائكه را دختران خدا ناميده و براى جن قائل به نسبت و خويشاوندى با خدا شدند.
به طور كلى بتپرستان، كه يا برهمايى هستند، و يا بودايى، و يا صابئى، معتقد نبودند كه تمامى ملائكه دختر و زنند، بله بعضى از آنان اين اعتقاد را داشتند، ليكن آنچه از بعضى از قبايل عرب مانند وثنىهاى قبيله جهينه، سليم، خزاعه، و بنى مليح حكايت شده، اين است كه: اينان قايل به انوثيت ملائكه بودند.
و اما اعتقاد به اينكه بين جن و خدا خويشاوندى هست و نسبت جن سرانجام به خدا منتهى مىشود، فى الجمله از تمامى فرقههاى مشرك، نقل شده.
و كوتاه سخن اينكه: خداى تعالى در اين آيات به فساد عقيده، آنان اشاره نموده، سپس