ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٥ - بيان آيات انذار و تبشير كسانى كه سواء عليهم أ أنذرتهم ام لم تنذرهم به منظور اتمام حجت و رسيدن آنان به كمال شقاوت است
جاى خود خشكيدند (٢٩).
اى حسرت و ندامت بر بندگان من كه هيچ رسولى نزدشان نيامد مگر آنكه به جز استهزاء عكس العملى نشان ندادند (٣٠).
آيا نديدند چقدر از اقوام قبل از ايشان را هلاك كرديم و ديگر به سوى آنان برنمىگردند (٣١).
با اينكه هيچ يك از آنان نيست مگر آنكه همگى نزد ما حاضر خواهند شد (٣٢).
بيان آيات [انذار و تبشير كسانى كه سواء عليهم أ أنذرتهم ام لم تنذرهم به منظور اتمام حجت و رسيدن آنان به كمال شقاوت است]
اين آيات مثلى است مشتمل بر انذار و تبشير كه خداى سبحان آن را براى عموم مردم آورده كه در آن به رسالت الهى و تبعات و آثار دعوت به حق اشاره مىكند كه عبارت است از مغفرت و اجر كريم براى هر كس كه ايمان آورد و پيروى ذكر (قرآن) كند و از رحمان بغيب خشيت داشته باشد، و نيز عبارت است از عذاب اليم براى هر كس كه كفر بورزد و آن دعوت را تكذيب كند. و نيز به وحدانيت خداى تعالى، و مساله معاد و برگشت همه مردم به سوى او اشاره مىنمايد.
در اينجا ممكن است اين اشكال به ذهن كسى وارد شود كه: در آيات قبل مىفرمود:
آنها كه كلمه عذاب عليه آنان ثابت شده، ايمان نمىآورند، چه انذارشان بكنى و چه نكنى، آن وقت در اين آيات، خودش آنها را انذار مىكند.
جواب اين اشكال اين است كه: منافاتى بين اين دو دسته آيات نيست، براى اينكه منظور از آيات مورد بحث اين است كه با ابلاغ انذار، حجت بر آنها تمام شود، و شقاوتشان به حد كمال برسد، البته از طرف ديگر مؤمنين هم سعادتشان به حد كمال برسد.
هم چنان كه در جاى ديگر فرموده:(لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ)[١]، و نيز فرموده:(وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً)[٢].
[١] هر كه هلاك مىشود دانسته هلاك شود، و هر كه زنده مىگردد، نيز با آگهى خود زنده شود.
سوره انفال، آيه ٤٢.
[٢] ما پارهاى از قرآن را نازل كرديم كه براى مؤمنين شفا و رحمت است، ولى ظالمان را جز خسارت و زيان نمىافزايد. سوره اسرى، آيه ٨٢.