ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٥ - اشكال و شبههاى در ذيل جمله و تستخرجون حلية تلبسونها و جوابهايى كه بدان داده شده است
حيات آخرت، و دايمى خود مىرسد، ولى كافر از آن فطرت اصلى منحرف شده، و وضعى به خو گرفته كه فطرت انسانى، آن را پاك و خوشايند نمىداند، و به زودى صاحبش به كيفر اعمالش معذب مىشود.
پس مثل اين دو قسم انسان مثل دو درياى شور و شيرين است، كه يكى بر فطرت آب اصلىاش، كه همان گوارايى باشد باقى است، و ديگرى (به خاطر اختلاط با املاح) شور شده است، هر چند كه در بعضى از آثار نافع شريكند، چون مردم از هر دوى آنها ماهى مىگيرند، و يا مرغابى شكار مىكنند، و يا زيور مرواريد استخراج مىنمايند، و يا صدف و مرجان مىگيرند.
[اشكال و شبههاى در ذيل جمله:(وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها) و جوابهايى كه بدان داده شده است]
پس ظاهر آيه اين است كه: زيور استخراج شده از دريا، مشترك بين درياى شور و شيرين است.
ولى جمعى[١] از مفسرين به اين ظاهر اشكال كردهاند، كه لؤلؤ و مرجان تنها از درياى شور استخراج مىشود، و درياى شيرين نه لؤلؤ دارد و نه مرجان.
و بعضى ديگر پاسخهايى از اين اشكال دادهاند، از آن جمله گفتهاند:[٢] آيه شريفه در مقام بيان مطلق فوايد مشترك بين دو جور دريا است، و اين منافات ندارد كه بعضى از درياها اختصاص به بعضى از فوايد داشته باشد، گويا فرموده: شما از هر يك انتفاعى مىبريد، و استفادهاى مىكنيد، مثلا گوشت تازه از آنها مىگيريد، و زيور آلات از آنها استخراج مىنماييد، و كشتىها را مىبينيد كه در آنها حركت مىكنند، و اين منافات ندارد با اينكه زيور تنها از درياى شور استخراج بشود.
يكى[٣] ديگر از پاسخها اين است كه: آيه شريفه كافر و مؤمن را به آب تلخ و شيرين تشبيه كرده، و آن گاه آب تلخ و شور را بر كافر ترجيح داده، كه آب تلخ و شور ماهى و زيور دارد، ولى كافر هيچ فايدهاى در وجودش نيست. پس آيه شريفه همان را بيان مىكند كه آيه(ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً)، و ذيلش كه مىفرمايد:(وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ)[٤] در صدد بيان آن است.
[١] ( ١ و ٢ و ٣) تفسير روح المعانى، ج ٢٢، ص ١٨٠.
[٢] ( ١ و ٢ و ٣) تفسير روح المعانى، ج ٢٢، ص ١٨٠.
[٣] ( ١ و ٢ و ٣) تفسير روح المعانى، ج ٢٢، ص ١٨٠.
[٤] پس به خاطر انكار حق دلهايشان قساوت گرفت، و چون سنگ و يا سختتر از آن شد، چون بعضى از سنگها گاهى مىشكافد، و نهرها از شكافش جارى مىشود، و بعضى مىشكافد و حد اقل آبى از آن بيرون آيد، و بعضى از آنها از خشيت خدا از كوه فرو مىغلطد. سوره بقره، آيه ٧٤.