ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٤ - بيان آيات
آنان منتظر جز يك صيحه نيستند صيحهاى كه ايشان را بگيرد در حالى كه سرگرم مخاصمه باشند (٤٩).
صيحهاى كه وقتى رسيد ديگر اينان نه مىتوانند سفارشى كنند و نه به اهل خود برگردند (٥٠).
بعد از آن صيحه بار ديگر در صور دميده مىشود، ناگهان همه از قبرها به سوى پروردگارشان مىشتابند (٥١).
در حالى كه مىگويند: واويلا چه كسى ما را از اين خوابگاهمان برانگيخت؟ اين همان وعدهاى است كه خداى مهربان (به توسط انبيايش) به ما مىداد و (معلوم شد) انبياى او راست مىگفتهاند (٥٢).
آن نفخه هم به جز يك صيحه نيست كه ناگهان همگى نزد ما حاضر مىشوند (٥٣).
امروز به هيچ وجه احدى ستم نمىشود و جزايى به شما داده نمىشود مگر خود آن اعمالى كه مىكرديد (٥٤).
به درستى كه اهل بهشت امروز در ناز و نعمت هستند و از هر فكر ديگر فارغند (٥٥).
هم خود و هم همسرانشان در زير سايه بر كرسىها تكيه مىزنند (٥٦).
و ميوهاى در آنجا در اختيار دارند و هر چه بخواهند در اختيارشان قرار مىگيرد (٥٧).
در آن روز به عنوان پيام از پروردگار مهربان به ايشان ابلاغ سلام مىشود (٥٨).
و در جمع مردم گفته مىشود: هان اى مجرمين از ساير مردم جدا شويد (٥٩).
مگر با شما عهد نسبتم و نگفتم اى فرزندان آدم شيطان را اطاعت مكنيد كه او براى شما دشمنى آشكار است (٦٠).
و مگر نگفتم كه مرا بپرستيد كه صراط مستقيم تنها همين است (٦١).
و مگر اين شيطان نبود كه گروههاى بسيارى از شما را گمراه كرد آيا هنوز هم به هوش نمىآييد (٦٢).
(همه اين هشدارها را به شما داديم و نپذيرفتيد) اينك اين جهنمى است كه همواره وعدهاش به شما داده مىشد (٦٣).
بچشيد امروز سوزش آن را به كيفر كفرى كه مىورزيديد (٦٤).
امروز مهر بر دهانشان مىزنيم و دستهايشان با ما سخن مىگويد و پاهايشان به آنچه همواره مىكردند شهادت مىدهد (٦٥).
بيان آيات
بعد از آنكه از تفصيل و شرح آيتهاى توحيد كه اجمالش را در اول گفتار آورده بود