ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢٣ - گفتارى در سرگذشت ايوب(ع)(در قرآن و حديث) در چند فصل
جمله(إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ) براى تعليل جمله(أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ) مناسبتر است تا براى جمله عبادنا و يا جمله و اذكر .
و معناى آيه اين است كه: اگر گفتيم اينان صاحبان ايدى و ابصارند، براى اين است كه ما آنان را به خصلتى خالص و غير مشوب، خالص كرديم، خصلتى بس عظيم الشان، و آن عبارت است از ياد خانه آخرت.
بعضى[١] از مفسرين گفتهاند: مراد از كلمه دار همين دار دنيا است، و منظور آيه اين است كه: ما ايشان را خالص كرديم براى دار دنيا يعنى ما دام كه دنيا برقرار باشد ذكر خير آنان بر سر زبانها باشد، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده:( وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ)- تا آنجا كه مىفرمايد-(وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا )[٢] ولى وجه سابق به نظر ما مناسبتر است.
(وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ) در سابق گذشت كه اصطفا ملازم با اسلام و تسليم شدن به تمام معنا براى خداى سبحان است. و در اين آيه شريفه اشارهاى دارد به آيه(إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ)[٣].
كلمه اخيار - به طورى كه گفتهاند[٤]- جمع خير است كه در معنا مقابل شر است ولى بعضى[٥] گفتهاند كه: جمع خير - با تشديد ياء، و يا با تخفيف-، مانند اموات كه جمع ميت - با تشديد-، و ميت - بدون تشديد- است.
(وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ) معناى اين آيه روشن است و حاجتى به توضيح ندارد.
گفتارى در سرگذشت ايوب (ع) [ (در قرآن و حديث)] در چند فصل
١- داستان ايوب از نظر قرآن: در قرآن كريم از داستان آن جناب به جز اين نيامده كه: خداى تعالى او را به ناراحتى جسمى و به داغ فرزندان مبتلا نمود، و سپس، هم عافيتش
[١] مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٨١.
[٢] سوره مريم، آيه ٥٠.
[٣] سوره آل عمران، آيه ٣٣.
[٤] ( ٤ و ٥) مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٨١.
[٥] ( ٤ و ٥) مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٨١.