ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٠ - گفتگوى اهل بهشت با يكديگر
بهشت جاودانه خواهند بود، و اين در مثل نظير آن است كه مال فراوانى به كسى بدهند و او با اينكه مىداند اين همه اموال مال اوست، مع ذلك از در تعجب مىپرسد: راستى اين همه مال از آن من است، هم چنان كه آن شخصى كه آرزوى ديدن كعبه را داشته، بعد از رسيدن به مكه گفته است: ابطحاء مكة هذا الذى اراه عيانا و هذا انا- آيا اين محلى كه دارم مىبينم، خود مكه است و آيا اين منم كه مكه را مىبينم؟ .
صاحب مجمع البيان سپس اضافه مىكند: به همين جهت دنبال آن جمله، اضافه كردند كه: (إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ)- راستى اينكه مىبينم هر آينه رستگارى عظيمى است [١].
(إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ)- اين جمله تتمه گفتار همان گوينده است كه هم موهبت خلود در بهشت و رهايى از عذاب را عظيم شمرده و هم شكر آن نعمت را به جاى آورده است.
(لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ)- از ظاهر سياق برمىآيد كه اين جمله نيز تتمه كلام همان گوينده باشد. و مشار اليه به اشاره هذا همان فوز عظيم و يا ثواب است و معنايش اين است كه: براى مثل اين رستگارى و يا مثل چنين ثوابى بايد عاملان عمل كنند و در دنيا كه دار تكليف است سعى نمايند.
بعضى[٢] از مفسرين گفتهاند: اين جمله كلام خداى سبحان است .
و بعضى[٣] ديگر گفتهاند: كلام اهل بهشت است نه گوينده .
به طور كلى بايد دانست كه: مفسرين در بيشتر جملات سابق و اينكه هر يك حكايت كلام چه كسى است، مثلا فلان جمله كلام ملائكه است، و يا كلام اهل بهشت و يا كلام همان گوينده؟ اختلاف كردهاند و آنچه ما اختيار كرديم، وجهى بود كه سياق آيات با آن مساعدت داشت.
( أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ) ...(يُهْرَعُونَ ) در اين آيه بين نعمتهايى كه خداى تعالى براى اهل بهشت آماده كرده و آنها را به وصف رزق كريم توصيف نموده و بين آن جايگاهى كه براى اهل آتش تهيه ديده و آن را درخت زقوم ناميده، كه شكوفههايش گويا سر شيطانها است و نيز شرابى از حميم است، مقايسه شده.
و مشار اليه به اشاره ذلك همان رزق كريمى است كه در سابق فرمود براى اهل
[١] ( ١ و ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٤٥.
[٢] ( ١ و ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٤٥.
[٣] ( ١ و ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٤٥.