ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠٠ - بحث روايتى(داستان مراجعه دو طائفه متخاصم نزد داوود
يكسان نيستند، بلكه مىخواهد مقابله بين كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح كردهاند، با كسانى كه اينطور نيستند بيان كند، حال چه اينكه ايمان نداشته باشند، و يا ايمان داشته و عمل صالح نداشته باشند، و به همين جهت دوباره مقابله را بين متقيان و فجار قرار داد.
(كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ) يعنى اين قرآن كتابى است كه از جمله اوصافش اين و اين است، و اگر در اين آيه او را به انزال توصيف كرد، كه به نازل شدن به يك دفعه اشعار دارد، نه به تنزيل كه به نازل شدن تدريجى دلالت دارد، براى اين است كه تدبر و تذكر مناسبت دارد كه قرآن كريم به طور مجموع اعتبار شود، نه تكه تكه و جدا جدا.
و مقابله بين جمله ليدبروا با جمله(وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ) اين معنا را مىفهماند كه مراد از ضمير جمع، عموم مردم است.
و معناى آيه اين است كه: اين قرآن كتابى است كه ما آن را به سوى تو نازل كرديم، كتابى است كه خيرات و بركات بسيار براى عوام و خواص مردم دارد، تا مردم در آن تدبر نموده به همين وسيله هدايت شوند، و يا آنكه حجت بر آنان تمام شود، و نيز براى اينكه صاحبان خرد از راه استحضار حجتهاى آن و تلقى بياناتش متذكر گشته و به سوى حق هدايت شوند.
بحث روايتى [ (داستان مراجعه دو طائفه متخاصم نزد داوود ٧ و ...)]
در الدر المنثور به طريقى از انس و از مجاهد و سدى و به چند طريق ديگر از ابن عباس، داستان مراجعه كردن دو طايفه متخاصم به داوود (ع) را با اختلافى كه در آن روايات هست نقل كرده است[١].
و نظير آن را قمى در تفسير خود آورده[٢].
و نيز در عرائس و كتبى ديگر نقل شده، و صاحب مجمع البيان آن را خلاصه كرده كه اينك از نظر خواننده مىگذرد:
داوود (ع) بسيار نماز مىخواند، روزى عرضه داشت: بارالها ابراهيم را بر
[١] تفسير الدر المنثور، ج ٥، ص ٣٠٠ و ٣٠١.
[٢] تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٣٠.