ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١٤ - بحث روايتى(رواياتى در باره تقيه، تفويض امر به خدا، و اينكه فرعونيان هر صبح و شام بر آتش عرضه مىشوند)
مؤلف: در معناى اين روايت روايات ديگرى هست، و در بعضى از رواياتى كه از طرق اهل سنت نقل شده، آمده كه: خدا او را از كشتن نجات داد.
و در خصال از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: من تعجب مىكنم از كسى كه از چهار چيز جزع و فزع مىكند و به چهار چيز پناه نمىبرد- تا آنجا كه فرمود- و تعجب مىكنم از كسى كه فزع مىكند از اينكه مبادا دشمن به او مكر كند و نيرنگ بزند، ولى پناه نمىبرد به آيه(وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ) براى اينكه مىشنوم كه خداى عز و جل دنبالش مىفرمايد:(فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا)[١].
مؤلف: اين حديث در غير خصال نيز نقل شده.
و در تفسير قمى مىگويد: مردى به امام صادق (ع) عرضه داشت: شما در باره آيه(النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا) چه مىفرمايد؟ فرمود: بگو ببينم مردم چه مىگويند؟ عرضه داشت: مىگويند اين عذاب در آتش دوزخ است كه آتش خلد است، و ايشان در عين حال معذب به آن نمىشوند. حضرت فرمود: پس ايشان از سعدا هستند. شخص ديگرى عرضه داشت: فدايت شوم پس خودتان بفرماييد، كه چگونه است؟ فرمود: اين در دنيا است و اما در آخرت كه دار خلد است داخل در عذاب مىشود، هم چنان كه دنبالش فرموده:
(يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ)[٢].
مؤلف: منظور امام (ع) از دنيا زندگى برزخ است كه تعبير از آن به دنيا در بسيارى از روايات اهل بيت آمده است.
و در مجمع البيان از نافع از ابن عمر روايت كرده كه گفت: رسول خدا (ع) فرمود: هر يك از شما كه بميرد، در هر صبح و شام جايگاهش را به او نشان مىدهند، اگر اهل بهشت باشد، جايگاهش از بهشت را و اگر اهل آتش باشد از آتش را نشانش مىدهند و مىگويند: اينجا جايگاه تو است تا وقتى كه خدا مبعوثت كند و بدينجا بيايى[٣].
بخارى و مسلم اين حديث را در صحيح خود آوردهاند.
مؤلف: سيوطى هم در الدر المنثور از بخارى و مسلم، از ابن ابى شيبه و ابن مردويه اين حديث را آورده[٤]. و اين مضمون در روايات ائمه اهل بيت (ع) بسيار وارد شده و بسيارى از آن روايات در بحث برزخ، در جلد اول اين كتاب و مواردى ديگر نقل شد.
[١] خصال، ص ٢١٨، ح ٤٣.
[٢] تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٥٨.
[٣] مجمع البيان، ج ٨، ص ٥٢٦.
[٤] الدر المنثور، ج ٥، ص ٣٥٢.