ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٥٨ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات مربوط به داستان يونس
او به نفس خود كرد اعتراف كند آرى خداى سبحان منزه است از اراده مثل اين كارها. پس بلايا و محنتهايى كه اولياى خدا بدان مبتلا مىشوند، تربيتى است الهى كه خدا به وسيله آن بلايا، ايشان را تربيت مىكند و به حد كمال مىرساند و درجاتشان را بالا مىبرد، هر چند كه بعضى از آن بلايا جهات ديگر داشته باشند كه بتوان آن را مؤاخذه و عقاب ناميد، و اين خود معروف است كه گفتهاند: البلاء للولاء- بلا لازمه ولايت و دوستى است .
مؤيد اين معنا حديثى است كه صاحب كتاب علل به سند خود از ابى بصير آورده، كه گفت: به امام صادق (ع) عرضه داشتم: به چه علت خدا عذاب را از قوم يونس برداشت با اينكه تا بالاى سرشان آمد، و بر سرشان سايه افكند و اين معامله را با هيچ قومى ديگر نكرد؟
در جواب فرمود: براى اينكه در علم خداى تعالى اين معنا بود كه به زودى عذاب را از آنان برمىگرداند، به خاطر اينكه توبه مىكنند. و اگر اين جريان را به اطلاع يونس نرساند، براى اين بود كه يونس فارغ براى عبادت او باشد، و در شكم ماهى به مناجات با او بپردازد، و در عوض مستوجب ثواب و كرامت او گردد[١].
[١] علل الشرائع، ص ٧٧.