ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٥ - شمس و قمر تابع تدبير خدا و ملازم مسير خود هستند و خورشيد به ماه نمىرسد و شب از روز جلو نمىافتد
و اگر در جمله يسبحون ضمير جمعى آورده كه خاص عقلا است، براى اين است كه: اشاره كند به اينكه هر يك از اجرام فلكى در برابر مشيت خدا رام است و امر او را اطاعت مىكند، عينا مانند عقلا، هم چنان كه اين تعبير در جاى ديگر نيز آمده و فرموده:(ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ)[١].
مفسرين در جملات آيه مورد بحث آراى ديگرى دارند، آرايى مضطرب كه ما از نقل آنها خوددارى كرديم، اگر كسى بخواهد مىتواند به تفاسير مفصل مراجعه كند[٢].
(وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ) راغب مىگويد: كلمه ذرية در اصل به معناى فرزندان خردسال است، ولى در استعمالهاى متعارف در خردسالان و بزرگسالان هر دو استعمال مىشود، هم در يك نفر به كار مىرود، و هم در چند نفر، ولى اصلش به معناى چند نفر است[٣].
و كلمه فلك به معناى كشتى است. و كلمه مشحون به معناى مملو است.
اين آيه شريفه آيت ديگرى از آيتهاى ربوبيت خداى تعالى را بيان مىكند، و آن عبارت است از جريان تدابير او در درياها كه ذريه بشر را در كشتى حمل مىكند و كشتى از آنان و از اثاث و كالاى آنان پر مىشود، و از يك طرف دريا به طرف ديگر دريا عبور مىكنند و دريا را وسيله و راه تجارت و ساير اغراض خود قرار مىدهند.
آرى كسى ايشان را در دريا حمل نمىكند، و از خطر غرق حفظ نمىكند، مگر خداى تعالى، چون تمامى آثار و خواصى كه بشر در سوار شدن به كشتى از آنها استفاده مىكند، همه امورى است كه خدا مسخرش كرده، و همه به خلقت خدا منتهى مىگردد، علاوه بر اين، اين اسباب اگر به خدا منتهى نشود، هيچ اثر و خاصيتى نخواهد داشت.
و اگر حمل بر كشتى را به ذريه بشر نسبت داد، نه به خود بشر، و خلاصه اگر فرمود:
(حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ) و نفرمود: حملناهم به اين منظور است كه به اين وسيله غرق محبت و مهر و شفقت شنونده را تحريك كند.
[١] سپس بر آسمان كه دودى بود بپرداخت، پس به آن و به زمين فرمود: چه به طوع و رغبت خود و چه با اكراه بياييد. گفتند: مىآييم با طوع و رغبت. سوره حم سجده، آيه ١١.
[٢] تفسير قرطبى، ج ١٥، ص ٣٣. و تفسير فخر رازى، ج ٢٦، ص ٧٥.
[٣] مفردات راغب، ماده ذرو .