ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٧ - مراد از دو اماته و دو احياء در سخن كفار در جهنم ربنا أمتنا اثنتين و أحييتنا اثنتين و وجوه مختلف در اين باره
قيامت نيست.
اشكالى كه بر اين تفسير و توجيه وارد است، اين است كه گفتيم: زندگى دنيا اصلا مورد نظر نيست، و وجهى ندارد كه نام آن را ببرند، به خلاف زندگى در قيامت كه در حصول يقين كمال تاثير را دارد.
بعضى[١] ديگر گفتهاند: مراد از احياء ، احياى در بعث و احياى قبل از بعث است، و احياى بعث هم دو قسم است: يكى احياى در قبر و يكى هم در خود قيامت، چيزى كه هست آيه شريفه متعرض اين تقسيم نشده، ولى شامل هر دو قسم آن مىشود، در نتيجه شامل سه قسم احياء و دو اماته مىگردد.
اشكالى كه بر اين تفسير وارد است همان اشكالى است كه بر دو وجه قبلى وارد بود، علاوه بر اشكالى كه ديگران[٢] بر آن كردهاند و آن اين است كه نام بردن اماته دومى يعنى اماته در قبر، دليل بر اين است كه تقسيم مورد نظر آيه بوده و مراد تعدد شخصى است نه نوعى.
بعضى[٣] ديگر گفتهاند: مراد احياى نفوس در عالم ذر و سپس اماته در آن عالم و آن گاه احياى آنها در دنيا، و سپس اماته آنها در دنيا و در آخر احياى آنها در بعث است. اشكال اين توجيه هم همان اشكالهاى سابق است.
بعضى[٤] ديگر گفتهاند: منظور از تثنيه آوردن دو كلمه احياء و اماته به منظور تاكيد است، هم چنان كه در آيه(ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ)[٥] منظور تاكيد است، و گرنه معناى آيه اين است كه: خدايا تو ما را ميراندى، ميراندنى بعد از ميراندن، و احياء كردى احيايى بعد از احياء.
مفسرين[٦] بر اين توجيه اشكال كردهاند كه: اين حرف وقتى صحيح است كه خود كلمه اماته و احياء را تثنيه آورده باشد و گفته باشد: أمتنا إماتتين و احييتنا إحياءين و يا كرتين ، ولى اينطور نگفته، بلكه خود عدد را دو تا آورده و گفته: (أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ)- دو بار ميراندى و با اين حال ديگر جايى براى احتمال تاكيد نيست، نظير جمله (إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ)- دو خدا [٧]
[١] روح المعانى، ج ٢٤، ص ٥٣.
[٢] ( ٢ و ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٢٤، ص ٥٣.
[٣] ( ٢ و ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٢٤، ص ٥٣.
[٤] ( ٢ و ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٢٤، ص ٥٣.
[٥] باز دوباره به چشم بصيرت دقت كن. سوره ملك، آيه ٤.
[٦] روح المعانى، ج ٢٤، ص ٥٣.
[٧] سوره نحل، آيه ٥١.