ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦٣ - احتجاج بر وحدت خداوند در الوهيت و ربوبيت، با بيان انحصار خلق و تدبير در او عز و جل
(يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُماتٍ ثَلاثٍ)- اين جمله بيان كيفيت خلقت نامبردگان قبلى، يعنى انسان و انعام است. و اينكه خطاب را تنها متوجه انسان كرده و مىفرمايد: شما را خلق مىكند به اعتبار اين است كه در بين اين پنج نوع جاندار، تنها انسان داراى عقل است، لذا جانب او را بر ديگران غلبه داده و خطاب را متوجه او كرده است و معناى خلق بعد از خلق، پشت سر هم بودن آن است، مانند نطفه را علقه كردن، و علقه را مضغه كردن، و همچنين. و مراد از ظلمات ثلاث - به طورى كه گفتهاند[١]- ظلمت شكم، رحم، و ظلمت مشيمه (تخمدان) است، و همين معنا را صاحب مجمع البيان از امام باقر (ع) روايت كرده[٢].
بعضى[٣] هم گفتهاند: مراد از آن، ظلمت صلب پدر، و رحم مادر، و مشيمه اوست ولى اين اشتباه است، چون آيه شريفه كه مىفرمايد:(فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ) صريح در اين است كه مراد ظلمتهاى سهگانه در شكم مادران است، نه پشت پدران.
(ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ)- يعنى آن حقيقتى كه در اين دو آيه به خلقت و تدبير وصف شده، تنها او پروردگار شماست، نه غير او، چون پروردگار عبارت است از كسى كه مالك و مدبر امر ملك خود باشد. و چون خدا خالق شما و خالق هر موجود ديگرى غير از شما است، و نيز پديد آورنده نظام جارى در شماست، پس او مالك و مدبر امر شماست، در نتيجه او رب شماست، نه ديگرى.
(لَهُ الْمُلْكُ)- يعنى بر هر موجودى از مخلوقات دنيا و آخرت كه بنگرى، مليك على الاطلاق آن، خداست. و اگر ظرف له را جلوتر آورد و نفرموده الملك له ، براى اين است كه افاده حصر كند، يعنى بفهماند ملك عالم تنها از اوست. و اين جمله خبرى است بعد از خبرى ديگر براى جمله ذلكم اللَّه ، هم چنان كه جمله(لا إِلهَ إِلَّا هُوَ) خبر سومى است براى ذلكم .
و انحصار الوهيت در خدا، فرع آن است كه ربوبيت منحصر در او باشد، چون اله بدين جهت عبادت مىشود كه رب است و مدبر الامور. ناگزير عبادت مىشود تا امور را به نفع عابد به جريان اندازد، (اگر انگيزه در عبادت رجا باشد) و بلايا و امور خطرناك را از عابد دور كند، (اگر انگيزه در عبادت خوف باشد) و يا آنكه عبادت مىشود صرفا براى اينكه شكرش بجا آورده شود.
[١] ( ١ و ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٩١.
[٢] ( ١ و ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٩١.
[٣] ( ١ و ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٩١.