ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٥ - بحث روايتى(رواياتى در باره مسئول بودن انسان، و در ذيل برخى آيات گذشته)
مىگويند ديگر براى احدى مرگ نيست و هر كس تا ابد در جاى خود هست، در اين هنگام اهل بهشت مىگويند: آيا ديگر ما نمىميريم، مرگ ما همان مرگ اول بود؟ و آيا ما عذاب نمىشويم؟ راستى اين چه رستگارى عظيمى است و براى چنين مقامى شايسته است كه تلاشگران تلاش كنند [١].
مؤلف: داستان سر بريدن مرگ به صورت گوسفند در روز قيامت، از روايات معروف بين شيعه و اهل سنت است، و اين در حقيقت تمثلى است از جاودانگى زندگى آخرت.
و در مجمع البيان در ذيل جمله شجرة الزقوم گفته: و روايت شده كه قريش وقتى اين آيه را شنيدند گفتند: ما تا كنون چنين اسمى را نشنيده بوديم، و چنين درختى را نمىشناسيم. ابن زبعرى گفت: زقوم به زبان بربرها نام طعامى است كه از خرما و كره درست مىشود، و در روايتى به لغت اهل يمن آمده كه ابو جهل به كنيز خود گفت:
زقمينا- زقوم برايمان بياور كنيز هم خرما و كره آورد، ابو جهل به رفقايش گفت: تزقموا بهذا الذى يخوفكم به محمد- از همين زقوم كه محمد شما را از آن مىترساند بخوريد محمد پنداشته كه در آتش، درخت سبز مىشود و حال آنكه آتش درخت را مىسوزاند. پس در پاسخ وى اين آيه آمد:(إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ) ما اين درخت را مايه آزمايش ستمكاران كرديم[٢].
مؤلف: اين معنا به چند طريق روايت شده.
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٢٣.
[٢] مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٦٥.