ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٧١ - چند روايت در باره مقدار عمرى كه سپرى شدن آن جاى عذرى براى آدمى نمىماند(أ و لم نعمركم ما يتذكر فيه من تذكر)
نفس هستند كه مىگويند:(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ).[١] مؤلف: اين روايت را صاحب مجمع[٢] نيز از ابى درداء از رسول خدا ٦ نقل كرده، و در معناى آن احاديث ديگرى نيز هست، و در مقابل، احاديث ديگرى هست كه مخالف با اينها است، از آن جمله در مجمع البيان از ابن مردويه از عمر از رسول خدا ٦ روايت آورده كه در تفسير جمله(فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ) فرمود: منظور كافر است[٣]. ليكن به اين احاديث نبايد اعتناء كرد.
و در تفسير قمى در ذيل جمله(لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ) از امام نقل كرده كه فرمود: نصب به معناى خستگى و لغوب به معناى كسالت و ضجر است[٤].
[چند روايت در باره مقدار عمرى كه سپرى شدن آن جاى عذرى براى آدمى نمىماند ((أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ))]
و در نهج البلاغه از امير المؤمنين (ع) نقل كرده كه فرمود: آن عمرى كه اگر خدا به آدمى بدهد جاى عذرى برايش باقى نمىگذارد، شصت سال است[٥].
مؤلف: همين روايت را صاحب مجمع البيان نيز از آن جناب نقل كرده[٦]. و نيز الدر المنثور هم آن را از ابن جرير از آن جناب روايت كرده است[٧].
و در الدر المنثور است كه حكيم ترمذى در نوادر الاصول، بيهقى در سنن، ابن جرير، ابن منذر، ابن ابى حاتم، طبرانى، ابن مردويه، و بيهقى (در شعب الايمان) همگى از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت رسول خدا ٦ فرمود: چون روز قيامت برسد، صدا مىزنند شصتسالهها كجايند؟ و اين شصت ساله همان معمرى است كه خداى تعالى در آيه(أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ) در بارهاش سخن گفته[٨].
مؤلف: اين معنا به طرق ديگرى از سهل بن سعد و ابو هريره از آن جناب روايت شده[٩].
[١] الدر المنثور، ج ٥، ص ٢٥١.
[٢] مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٠٨.
[٣] الدر المنثور، ج ٥، ص ٢٥٢.
[٤] تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٠٩.
[٥] نهج البلاغه، صبحى الصالح، ص ٥٣٢.
[٦] مجمع البيان، ج ٨، ص ٤١٠.
[٧] ( ٧ و ٨) الدر المنثور، ج ٥، ص ٢٥٤.
[٨] ( ٧ و ٨) الدر المنثور، ج ٥، ص ٢٥٤.
[٩] الدر المنثور، ج ٥، ص ٢٥٤.