ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٩ - بحث روايتى چند روايت در ذيل جمله إنما يخشى الله من عباده العلماء و در باره مراد از ظالم لنفسه ، مقتصد و سابق بالخيرات در آيه ثم أورثنا الكتاب الذين اصطفينا
صادق (ع) روايت شده كه فرمود: منظور خداى تعالى از علما، آن كسى است كه عملش مصدق قولش باشد، كسى كه عملش مصدق قولش نباشد، او عالم نيست، و نيز در حديثى آمده كه فرمودند: از همه شما عالمتر به خدا، ترسندهتر از خدا است[١].
مؤلف: و در روضه كافى به سند خود از ابى حمزه، از على بن الحسين (ع) روايتى در اين معنا آورده[٢].
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه، ترمذى، و حاكم، از حسن روايت كردهاند كه گفت رسول خدا ٦ فرمود: علم دو قسم است، يكى آن علمى است كه در قلب است، و علم نافع هم همان است، و ديگرى علمى است كه بر زبان است، و آن حجتى است براى خدا، عليه خلق، كه خدا با همان علم عليه صاحبش احتجاج مىكند[٣].
و در مجمع البيان مىگويد: ابن مسعود از رسول خدا ٦ روايت كرده كه در تفسير جمله:(وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ) گفته: منظور از اين فضل شفاعت است، شفاعت براى كسى كه آتش بر او واجب شده، از جانب كسى كه آن شخص دوزخى در دنيا به وى احسانى كرده[٤].
و در كافى به سند خود از ابن عمر روايت كرده كه گفت: من از حضرت ابو الحسن رضا (ع) از اين كلام خداى عز و جل پرسيدم كه مىفرمايد:(ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا ...) مىگويد: امام فرمود: منظور فرزندان فاطمه (ع) مىباشند.
و منظور از سابق به خيرات امام است، و منظور از مقتصد عارف به امام، و مقصود از ظالم به نفس كسى است كه امام خود را نشناسد[٥].
و از كتاب سعد السعود ابن طاووس روايت شده كه ابو اسحاق سبيعى، از امام باقر (ع) در تفسير آيه مزبور حديثى نقل كرده كه فرمود: اى ابا اسحاق اين آيه مخصوص ما است، اما سابق به خيرات على ابن ابى طالب، و حسن و حسين، و شهيدانى از ما هستند و اما مقتصد آن كسى است كه روزها روزه بدارد و شبها به نماز بگذارند، و اما ظلم به
[١] مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٠٨.
[٢] روضه كافى، ج ٨، ص ١٤، ح ٢.
[٣] الدر المنثور، ج ٥، ص ٢٥٠.
[٤] مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٠٧.
[٥] اصول كافى، ج ١، ص ٢١٥، ح ٣.