ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥١ - وجوهى كه در باره تقدير روزىها در چهار روز(و قدر فيها أقواتها في أربعة أيام) و جمع بين آن و اينكه خلقت زمين و آسمانها در شش روز بوده، گفته شده است
دو روز هم- كه تتمه چهار روز است- به تقدير ارزاق.
ولى بعضى[١] گفتهاند: ظرف اربعة ايام متعلق به حصول ارزاق است، البته تقدير مضاف هم يعنى كلمه تتمه نيز به حال خود باقى است، در نتيجه تقدير كلام چنين مىشود: و قدر حصول أقواتها فى تتمة اربعة ايام ، يعنى خداوند پديد آوردن ارزاق را در تتمه چهار روز مقدر فرمود، كه ظرف چهار روز ظرف براى خلقت زمين و پديد آوردن ارزاق هر دو است. بعضى ديگر گفتهاند: ظرف مزبور متعلق است به حصول همه امورى كه در آيه شريفه ذكر شده، هم قرار دادن كوهها، و هم بركتدار كردن آنها و تقدير كلام اين است كه حصول همه اينها در تتمه چهار روز بوده. ولى اين توجيه مستلزم حذف كردن و تقدير گرفتن بيشترى است.
و زمخشرى در كشاف ظرف را متعلق به مبتدا و خبرى گرفته كه هر دو حذف شدهاند و ديگر مانند چند وجه قبلى مضافى در تقدير نگرفته و به گفته وى تقدير كلام چنين مىشود كل ذلك كائن فى اربعة ايام- همه اينها در چهار روز بوده ، و در نتيجه جمله (فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ) از قبيل خلاصهگيرى از كلام مىشود، گويا فرموده: خدا زمين را در دو روز، و ارزاق روزيخواران و ساير حيوانات را هم در دو روز آفريد، در نتيجه همه اينها در چهار روز بوده[٢].
مفسرين در پاسخ اين سؤال كه چرا آيه را حمل نكنيم بر اين كه قرار دادن كوهها و يا تقدير ارزاق در چهار روز بوده؟ گفتهاند: براى اين كه لازمهاش اين مىشود كه مجموع خلقت زمين و آنچه در آن است در شش روز انجام شده باشد، و چون بعد از اين آيه مىفرمايد كه:
آسمانها در دو روز خلق شده ، در نتيجه مجموع هشت روز مىشود، در حالى كه قرآن كريم مكرر فرموده كه مجموع خلقت آسمانها و زمين در شش روز بوده، ناگزير بايد اين وجه را حمل بر يكى از وجوه سابق كرد، آن وقت اشكال حذف و تقديرى كه بر آنها وارد بود بر اين نيز وارد مىشود.
و انصاف قضيه اين است كه آيه شريفه يعنى جمله(وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ) ظهورش در غير آن چيزى است كه مفسرين گفتهاند: قرائنى كه در پيرامون آن هست تاييد مىكند كه مراد از تقدير اقوات زمين در چهار روز، تقدير آن در چهار فصل است كه
[١] تفسير ابى السعود، ج ٨، ص ٥.
[٢] تفسير كشاف، ج ٤، ص ١٨٨.