ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤٧ - توضيحى راجع به عربى بودن قرآن و جهانى و عمومى بودن دعوت خاتم الانبياء
اول گفتند: دلهاى ما در ظرفى پنهان شده كه ديگر هيچ دعوتى در آن رخنه نمىكند تا ما آن را بفهميم. و بار دوم گفتند: راههاى ورود دعوت تو به دلهاى ما كه دو گوش ما باشد بسته شده، و هيچ انذار و بشارتى در آن نفوذ نمىنمايد. و نوبت سوم گفتند: بين ما و تو حجاب و حائلى است كه نمىگذارد ما و تو يك جا و بر سر يك مساله جمع شويم. و اين خود مايوس كردن به تمام معنا است.
(فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ)- اين جمله تفريع و نتيجهگيرى از جملههاى قبل است، و بويى هم از تهديد مىدهد، و بنا بر اين معنايش اين مىشود: وقتى هيچ راهى براى تفاهم بين ما و تو نمانده، ناگزير تو هر چه مىتوانى بكن و اعتقادات ما را باطل بساز ما هم هر تلاشى كه داريم براى ابطال دعوت تو مىكنيم.
بعضى[١] از مفسرين در معناى اين جمله گفتهاند: تو بر دين خودت عمل كن، ما هم بر طبق دين خود عمل خواهيم كرد. بعضى[٢] ديگر هم گفتهاند: معنايش اين است كه تو در هلاك ما بكوش، ما هم در نابودى تو مىكوشيم. ولى اين دو قول خالى از بعد و دورى از ذهن نمىباشد.
(قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ) اين آيه شريفه- به طورى كه از سياق برمىآيد- در مقام پاسخ گويى از اين سخن ايشان است كه گفتند:(قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ) و حاصل جواب اين است كه: اى پيامبر به ايشان بگو من بشرى هستم مانند شما كه در بين شما معاشرت مىكنم، آن طور كه خود شما با يكديگر معاشرت مىكنيد و با شما سخن مىگويم، آن طور كه خود شما با يكديگر گفتگو مىكنيد، پس من جنس ديگرى مخالف جنس شما از قبيل فرشته نيستم، تا بين من و شما حايل و حجابى باشد و يا سخنم به گوش شما نرسد و يا كلامم به دلهاى شما وارد نشود. تنها تفاوت من با شما اين است كه به من وحى مىشود و آنچه من به شما مىگويم و شما را به سوى آن دعوت مىنمايم، وحيى است كه به من مىشود و آن اين است كه معبود شما آن معبودى كه سزاوار پرستش باشد يكى است، نه آلهه متفرق و گوناگون.
(فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ)- يعنى حال كه به جز يك اله بىشريك وجود ندارد، پس به توحيد او قيام كنيد، و شركا را از او نفى نماييد و از او نسبت به شرك و گناهانى كه تا
[١] ( ١ و ٢) مجمع البيان، ج ٩، ص ٤.
[٢] ( ١ و ٢) مجمع البيان، ج ٩، ص ٤.