ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢٦ - مراد از پيروى بهترين چيزى خدا نازل كرده(و اتبعوا أحسن ما أنزل إليكم من ربكم)
كه به معناى برگشتن به سوى خداست، كه آن را توبه هم مىگويند. و جمله الى ربكم از باب به كار بردن اسم ظاهر در جاى ضمير است، چون مقتضاى ظاهر كلام اين بود كه بفرمايد: و انيبوا اليه ، و حال آن كه اين طور نفرمود تا به علت اين دستور اشاره كرده باشد، چون ملاك در برگشتن به سوى خدا همانا صفت ربوبيت اوست.
و مراد از اسلام تسليم شدن و منقاد گشتن براى خداست در آنچه اراده مىكند. و اگر فرمود:(أَسْلِمُوا) و نفرمود آمنوا ، براى اين است كه قبل از اين آيه و بعد از آن سخن از استكبار كفار در برابر حق رفته و مقابل استكبار اسلام است، نه ايمان.
و جمله(مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ) متعلق به دو كلمه أنيبوا و أسلموا است. و مراد از عذاب به قرينه آيات بعد، عذاب آخرت است، و به احتمالى بعيد ممكن است مراد مطلق عذابهايى باشد كه توبه بردار نيست، مانند عذاب استيصال و انقراض، هم چنان كه در باره آن فرموده:(فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ)[١].
و مراد از جمله(ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ) اين است كه آمرزش هرگز به شما نمىرسد، چون سبب آن محقق نيست، اما توبه كه مفروض آن است كه توبه نكردند، و شفاعت هم شامل شرك نمىشود.
[مراد از پيروى بهترين چيزى خدا نازل كرده(وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ)]
(وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ).
اين خطاب عام است و مانند خطابهاى قبلى هم شامل مؤمن و هم كافر مىگردد، براى اينكه قرآن عزيز در باره هر دو طايفه نازل شده است.
و در اين آيه دستور مىدهد به اينكه از بين آنچه از ناحيه خدا نازل شده، بهترش را پيروى كنند، حال ببينيم معناى بهتر چيست؟ بعضى[٢] گفتهاند: مراد پيروى احكام آن از حلال و حرام است، نه داستانهاى آن. بعضى[٣] ديگر گفتهاند: منظور پيروى عزائم يعنى واجبات و محرمات آن است، (نه مستحبات و مكروهات)، بعضى[٤] ديگر گفتهاند: مراد دستوراتى است كه بدان امر و از آن نهى كرده، چون بجا آوردن واجبات و مستحبات و اجتناب از محرمات و مكروهات. بعضى[٥] ديگر گفتهاند: پيروى ناسخ آن است، نه منسوخ. و بعضى[٦]
[١] بعد از آنكه عذاب ما را ديدند ديگر ايمان آوردن سودى برايشان نداشت، و اين سنتى بوده كه خدا همواره در بندگانش جارى مىساخته. سوره مؤمن، آيه ٨٥.
[٢] ( ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٤، ص ١٦، مجمع البيان، ج ٨، ص ٥٠٣.
[٣] ( ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٤، ص ١٦، مجمع البيان، ج ٨، ص ٥٠٣.
[٤] ( ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٤، ص ١٦، مجمع البيان، ج ٨، ص ٥٠٣.
[٥] ( ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٤، ص ١٦، مجمع البيان، ج ٨، ص ٥٠٣.
[٦] ( ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٤، ص ١٦، مجمع البيان، ج ٨، ص ٥٠٣.