ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤ - معناى فطر و مراد از فاطر السماوات و الأرض
تعالى است، و مىفرمايد: (ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها) ...- خدا در هر رحمتى را كه به سوى مردم باز كند كسى نيست كه آن را ببندد ... .
و باز قبل از اينكه اين اشاره اجمالى را بكند، به واسطههايى اشاره مىكند كه رحمت و نعمت را از خداى تعالى گرفته، به خلق مىرسانند، و آنان ملائكه هستند، كه واسطههاى بين خدا و خلقند و به همين جهت مىبينيم سوره فاطر با يادآورى اين وسائط شروع مىشود.
و اين سوره (همان طور كه در آغاز گفته شد) در مكه نازل شده، و سياق آياتش نيز بر اين معنا دلالت دارد، الا اينكه بعضى[١] از مفسرين دو آيه از آن را استثناء كرده و گفتهاند كه:
اين دو در مدينه نازل شده است. و ليكن سياق همان دو آيه نيز ظهورى در گفته آنان ندارد، و آن دو آيه عبارتند از آيه (إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ) ... و آيه (ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا) ... .
[معناى فطر و مراد از(فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ)]
(الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).
كلمه فاطر از ماده فطر است، كه- به طورى كه راغب گفته- به معناى شكافتن از طرف طول است[٢]. و اگر كلمه فاطر بر خداى تعالى اطلاق شده، به عنايت استعارهاى بوده است، گويا خداى تعالى عدم را پاره كرده، و از درون آن آسمانها و زمين را بيرون آورده، بنا بر اين، حاصل معناى آيه اين مىشود: حمد خدا را كه پديد آورنده آسمانها و زمين است، به ايجادى ابتدايى، و بدون الگو و بنا بر اين كلمه فاطر همان معنايى را مىدهد كه كلمه بديع و مبدع دارند، با اين تفاوت كه در كلمه ابداع، عنايت بر نبودن الگوى قبلى است، و در كلمه فاطر عنايت بر طرد عدم و بر ايجاد چيزى است از اصل، نه مانند كلمه صانع كه به معناى آن كسى است كه مواد مختلفى را با هم تركيب مىكند، و از آن صورتى جديد (از قبيل خانه، ماشين، و امثال آن) كه وجود نداشت، درست مىكند.
و مراد از آسمانها و زمين مجموع عالمى است كه به چشم مىبينيم، كه هم شامل آسمانها و زمين مىشود، و هم شامل مخلوقاتى كه در آن دو است، در نتيجه عبارت آيه از قبيل اطلاق اعضاى بزرگ و اراده كل است مجازا، ممكن هم هست مراد خود آسمانها و زمين باشد، به خاطر اعتنايى كه به شان آن دو داشته، چون خلقت آن دو، بزرگ و امرشان عجيب
[١] تفسير مجمع البيان، ج ٨، ص ٣٩٩.
[٢] مفردات راغب، ماده فطر .