ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨٣ - بحث روايتى(رواياتى در باره شان نزول آيات و عجبوا أن جاءهم منذر منهم و قال الكافرون و در باره ص )
مفسرين[١] گفتهاند: مراد از صيحه صيحه روز قيامت است، چون امت محمد ٦ هرگز قبل از قيامت دچار عذاب نمىشود. ولى در تفسير سوره يونس گفتيم كه اين سخن خلاف ظاهر آيات كتاب است- بدانجا مراجعه شود.
(وَ قالُوا رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسابِ) كلمه قط به معناى بهره و نصيب است. و اينكه گفتند: پروردگارا سهم ما را قبل از روز قيامت بده عجلهاى است كه نسبت به عذاب خدا كرده گفتند: سهم عذاب ما را قبل از رسيدن قيامت بده. و اين كلام در حقيقت استهزاى داستان روز حساب، و استهزاى تهديد به عذاب آن روز است.
بحث روايتى [ (رواياتى در باره شان نزول آيات:(وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ ...) و در باره ص )]
در كتاب كافى به سند خود از جابر از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمود:
روزى ابو جهل بن هشام به همراهى قومى از قريش نزد ابى طالب (ع) آمده، گفتند: برادرزادهات ما و خدايان ما را اذيت كرد، او را بخوان و به او دستور بده تا دست از خدايان ما بردارد تا ما نيز از خداى او دست برداريم.
ابو طالب (ع) نزد رسول خدا ٦ كسى را فرستاد تا بيايد، چون داخل شد، ديد در خانه به غير از مشركين كسى نيست، لذا نگفت السلام عليكم بلكه گفت: (السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى)- سلام بر هر كس كه پيرو هدايت باشد .
آن گاه نشست ابو طالب او را از ماجرا خبر داد. رسول خدا ٦ فرمود:
من پيشنهادى بهتر از اين دارم، پيشنهادى كه با به كار بستن آن عرب سالار مىشوند، و تمام گردنها برايشان خاضع مىگردد، آيا مىخواهيد آن پيشنهاد را بكنم؟ ابو جهل گفت: بله، بگو ببينم آن چيست؟ فرمود: اينكه بگوييد: لا اله الا اللَّه .
امام باقر (ع) سپس فرمود: مشركين انگشتها را به گوش خود گرفته، برخاستند و بيرون شدند، در حالى كه مىگفتند: ما اين پيشنهاد را حتى در آخرين ملت هم نشنيديم، اين نيست مگر ساخته و پرداخته خود او، پس خداى تعالى آيه( ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ) ...(إِلَّا اخْتِلاقٌ ) را در اين باره نازل فرمود[٢].
[١] مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٦٨. روح المعانى، ج ٢٣، ص ١٧٢، تفسير فخر رازى، ج ٢٦، ص ١٨٢.
[٢] كافى، ج ٢، ص ٦٤٩، ح ٥.