ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦٦ - بيان مفاد آيه فإنكم و ما تعبدون ما أنتم عليه بفاتنين إلا من هو صال الجحيم
[بيان مفاد آيه:(فَإِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفاتِنِينَ إِلَّا مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِيمِ)]
(فَإِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفاتِنِينَ إِلَّا مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِيمِ) اين آيه كه در آغازش حرف فاء قرار دارد، تفريع و نتيجهگيرى از حكم مستثنى و مستثنى منه و يا تنها از حكم مستثنى است و معنايش اين است كه: بعد از آنكه مسلم شد كه آنچه شما از اوصاف براى خدا تراشيدهايد، همه ضلالت است،- به خلاف بندگان مخلص خدا كه در وصف كردن خود دچار ضلالت نمىشوند- پس اين نتيجه عايد مىشود كه شما با اين گمراهى خود نمىتوانيد گمراه كنيد مگر مردم دوزخى را، يعنى آنهايى را كه با پاى خود راه دوزخ را طى مىكنند.
و آنچه از سياق به روشنى به چشم مىخورد، اين است كه: كلمه ما در جمله(ما تَعْبُدُونَ) موصوله باشد و مراد از آن بتها مىباشد و بس، و يا بتها و همه آلهه ضلالت و پيشوايان گمراهى از قبيل شيطانهاى جنى مىباشد.
و نيز ظاهر سياق اين است كه: كلمه ما در جمله ما انتم نافيه است. و ضمير در عليه به خداى سبحان برمىگردد و ظرف (عليه) متعلق است به فاتنين و كلمه فاتنين جمع فاتن است كه اسم فاعل از فتنه به معناى گمراه كردن مردم است. و كلمه صالى از ماده صلو اشتقاق يافته كه به معناى پيروى است، و صالى جحيم به معناى دنبالهرو جهنم است، به طورى كه هر جا راه جهنم را سراغ داشته باشد به آنجا برود و عمل دوزخيان را مرتكب شود. و استثناء در آيه مفرغ است، (مستثنى منه آن در كلام نيامده)، و تقدير كلام چنين است: ما انتم بفاتنين احدا الا من هو صال الجحيم .
و معناى آيه اين است كه: شما و خدايان ضلالت كه مىپرستيد، هر چند دست به دست هم بدهيد نمىتوانيد احدى را مفتون و گمراه كنيد، مگر تنها آن كسانى را كه خود راه جهنم را دنبال مىكنند.
بعضى[١] از مفسرين گفتهاند: كلمه ما در اول مصدريه و يا موصوله است و جمله فانكم و ما تعبدون كلامى است تام و مستقل، از قبيل اينكه مىگويند: انت و شانك- برو پى كارت و معناى آيه اين است كه: شما و آنچه مىپرستيد و يا شما و بتپرستيتان يعنى برويد پى اين كارها كه داريد، آن گاه با جملهاى استينافى يعنى ابتدايى فرموده:(ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفاتِنِينَ) و فاتنين متضمن معناى حمل است، و ضمير در عليه در صورت مصدرى بودن ما به كلمه ما در(ما تَعْبُدُونَ) برمىگردد، و در صورت موصوله بودن آن، به
[١] تفسير قرطبى، ج ١٥، ص ١٣٥.