ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦٥ - توضيحى در باره استثناى عباد مخلصين در آيه سبحان الله عما يصفون إلا عباد الله المخلصين و اينكه چرا خدا از وصف واصفان(جز وصف عباد مخلصين) منزه است
معنايى وسيعتر و دقيقتر از آن معانى دارد، چون در اين صورت بايد ضمير در يصفون را به عموم مردم برگردانيم، و چون كلمه يصفون مطلق است، و شامل همه گونه وصف مىشود، آن گاه اگر استثنا را هم متصل بگيريم، معنا چنين مىشود: خداى تعالى منزه است از تمامى وصفهايى كه واصفان برايش مىكنند، مگر تنها بندگان مخلص خدا كه وصف آنان درست است.
اما منزه بودن خدا از وصف همه واصفان، علتش اين است كه: واصفان خدا را با مفاهيمى كه نزد خود آنان محدود است توصيف مىكنند، و خداوند غير محدود است، (مثلا اگر مىگويند خدا بينا است، چشم هم براى خدا اثبات مىكنند، چون بينايى در بين خود آنان مستلزم داشتن چشم است، و معلوم است كه وقتى چشم اثبات شود، سر نيز اثبات مىشود و حال آنكه بينايى خدا مربوط به چشم نيست) و همچنين هيچ يك از اوصاف او قابل تحديد نيست، و هيچ لفظى نمىتواند قالب تمام عيار اسماء و صفات او گردد، پس هر چيزى كه واصفان در باره خدا بگويند، خدا از آن بزرگتر است، و هر آنچه كه از خدا در توهم آدمى بگنجد، باز خدا غير از آن چيز است.
و اما اينكه وصف عباد مخلصين در باره خدا درست است، دليلش اين است كه:
خداى عز و جل بندگانى دارد كه ايشان را براى خود خالص كرده، يعنى ديگر هيچ موجودى غير از خدا در اين افراد سهمى ندارد، و خود را به ايشان شناسانده، و غير خود را از ياد ايشان برده، در نتيجه تنها خدا را مىشناسند و غير از خدا را فراموش مىكنند، و اگر غير از خدا، چيزى را هم بشناسند به وسيله خدا مىشناسند، چنين مردمى اگر خدا را در نفسشان وصف كنند، به اوصافى وصف مىكنند كه لايق ساحت كبريايى اوست و اگر هم به زبان وصف كنند- هر چند الفاظ قاصر و معانى آنها محدود باشد- دنبال وصف خود اين اعتراف را مىكنند كه بيان بشر عاجز و قاصر است از اينكه قالب آن معانى باشد و زبان بشر الكن است از اينكه اسماء و صفات خدا را در قالب الفاظ حكايت كند، هم چنان كه رسول خدا ٦ كه سيد مخلصين است فرموده: لا احصى ثناء عليك انت كما اثنيت على نفسك [١] كه بر خدا ثنا گفته و نقص ثنايش را اينگونه كامل كرده كه آنچه را كه خداوند در ثناى بر خودش اراده مىكند منظورش مىباشد- دقت بفرماييد.
[١] پروردگارا من نمىتوانم تو را وصف گويم و ستايش كنم تو همان طورى كه خودت در باره خودت مىگويى.