ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٧ - تحليل سخن كفار بعد از رستاخيز(قالوا يا ويلنا من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعد الرحمن و صدق المرسلون)
پناهنده رحمت خدا مىكنند و مىگويند: اين همان بعث و جزايى بود كه رحمان وعده مىداد .
همين گفتارشان نيز از در نيرنگ و كيدى است كه: در دنيا به آن خو گرفته بودند، هر وقت دشمن بر آنان غلبه كرد، شروع مىكردند به تملق و اظهار ذلت و اعتراف به ظلم و تقصير. و در آخر با جمله(وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ) حقانيت رسولان را تصديق مىكنند.
از بيان گذشته چند نكته روشن مىشود:
اول اينكه: چرا در هنگام بعث، واويلا مىگويند.
دوم اينكه: چرا اول مىپرسند: چه كسى آنان را از مرقدشان برانگيخته و سپس اقرار مىكنند به اينكه: اين همان وعدهاى است كه رحمان داده، و نيز اقرار مىكنند به حقانيت و صدق مدعاى مرسلين، با اينكه ظاهر آن سؤال اين است كه به همه اين مطالب جاهلند.
سوم اينكه: جمله(مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا) و جمله(هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ ...) هر دو از سخنان كفار است.
ولى بعضى[١] از مفسرين گفتهاند: جمله(وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ) عطف است بر جمله(وَعَدَ الرَّحْمنُ) كه كلمه ما بر سر آن است و ما يا مصدريه است و يا موصوله. و (براى دفع اين اشكال كه چگونه كسى كه نمىداند چه كسى او را زنده كرده خودش مىگويد رحمان زنده كرده) گفتهاند: جمله هذا ما وعده الرحمن ... جوابى است كه: خدا و يا ملائكه و يا مؤمنين از سؤال كفار كه گفتند: چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت؟ دادهاند.
و بر خواننده پوشيده نيست كه اين تفسير خلاف ظاهر آيه است، مخصوصا در صورتى كه كلمه ما را مصدريه بگيريم. و اگر جمله(هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ) جواب خداى سبحان و يا ملائكه از سؤال كفار باشد كه پرسيدند:(مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا) بايد در جواب آن كه سؤال از فاعل است، فاعل معرفى شود، نه فعل فاعل، چون آنها پرسيدند: چه كسى ما را از مرقدمان برانگيخت بايد بفرمايد: رحمان ، نه اينكه بفرمايد: اين آن وعدهاى است كه رحمان مىداد .
و توجيهى كه بعضى[٢] در مقام رد اين اشكال كردهاند كه: اين تعبير براى آن است كه كفرشان را به رخشان بكشد و بر آن، ملامتشان كند، علاوه بر اين اشاره به فاعل هم دارد
[١] ( ١ و ٢) تفسير روح المعانى، ج ٢٣، ص ٣٢.
[٢] ( ١ و ٢) تفسير روح المعانى، ج ٢٣، ص ٣٢.